■ نماز خواندن در خانه با حضور قلب بهتر است يا در مسجد بدون حضور قلب؟
پاسخ: نماز يك عبادت تك منظوره نيست؛ بلكه هندسه آن چند ضلعى است و به يك هدف خاصى محدود نمىشود.
اگر هدف نماز، تنها لذت ذكر و معرفت بود، اين پيشنهاد كاملاً صحيح بود كه با رفتن به كنج عزلت و گوشه نشينى و مراقبت فردى، بيشتر مىتوان آن حالات معنوى و عرفانى را تحصيل كرد؛ ولى نماز اسلام، نمازى است كه داراى بعدى كاملاً اجتماعى است. به همين جهت اصل در نماز، جماعت است و«ضماير جمع» در سوره حمد، شاهد مدعاى ما است. پس بايستى با نماز در جامعه، حركت كرد و هنر اين است كه آدمى، به گونهاى باشد كه در عين اشتغالات گوناگون، از ذكر خداوند غافل نگردد و همواره او را حاضر و ناظر ببيند ودر حقيقت در همه احوال، مشغول به نماز باشد.
نماز اسلام، نماز ناهى از منكر و عمود برپايى خيمه دين است و چنين عبادتى، با گوشهگيرى تحقّق نمىيابد.
از سويي ديگر رواياتي كه در خصوص جايگاه، اهميت و ثواب نماز جماعت ذكر گرديده همه گوياي آن است كه هيچ چيز نسبت به نماز جماعت اولويت ندارد بگونه اي كه حتي با وجود اهميت زياد نماز اول وقت، در روايات اجازه تاخير در نماز اول وقت داده شده تا انسان فضيلت نماز جماعت را درك نمايد و يا توصيه شده نماز به صورت جماعت خوانده شود و لو اينكه بر نوك نيزه باشد ( اشاره به اينكه ولو در سخترين شرايط باشد ).
گذشته از اينكه علماي اخلاق يكي از راههاي كسب حضور قلب در نماز را حضور در نماز جماعت ذكر نموده اند چرا كه در نماز جماعت برخي مسوليت هاي نماز بر عهده امام جماعت گذاشته شده و انسان با تمركز بيشتري مي تواند نماز خود را اقامه نمايد بويژه اينكه اگر امام جماعت به عنوان حقله وصل خالق و مخلوق، از علما و اولياء الهي باشد.
■ فلسفه آرام خواندن قرائت در نماز ظهر و عصر و بلند خواندن آن در نماز مغرب و عشا چیست ؟
جهر واخفات در نماز یکی ازسنتهای پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) است که خداوند خواسته با این سنت ، امت را نسبت به پایبندی به سیره و سنت پیامبرش آزمایش کند. چنانکه خودشان می فرمودند: « نماز بخوانید آن گونه که من می خوانم ». همچنین امام رضا علیه ا ...
■ انسان چگونه مي تواند به نماز علاقه زيادي پيدا كند؟
مواردي كه در علاقهمندي انسان به نماز موثر است، به طور اختصار عبارت است از:
1. شناخت نسبت به نماز و اهميت آن;
2. شناخت و توجه كافي نسبت به معبود و اين كه در نماز با چه كسي سخن ميگوييم;
3. پرهيز دادن ذهن، فكر، انديشه و قلب از اشتغال به دنيا ...