■ چگونه میتوان نماز با نشاط و با حضور قلب خواند؟
پاسخ: نماز در میان عبادتهای دیگر در قله و اوج قرار دارد، تا جایی که در روایات ما از آن به معراج مؤمن، یا ستون دین، تعبیر شده است و این تعبیرات نشان از اهمیت این فرضیهی الهی دارد.
از طرفی تحقق یک پدیده در خارج نیاز دارد که مقتضی آن موجود و مانع آن مفقود باشد. نماز هم از این قاعده بینیاز نیست. در نماز تحقق مقتضی و رفع موانع و وصول به نماز واقعی با رعایت شرایط و آداب ظاهری و باطنی نماز امکانپذیر است.
سخن گفتن دربارهی آداب باطنی نماز بسیار است، اما به صورت فشرده به مواردی از آن اشاره میشود:
توجه به خدای متعال و چرایی عبادت: یعنی نمازگزار باید معرفتی نسبتاً درست از خدای متعال داشته باشد و بداند که با چه کسی رو برو میشود. خدای متعال کمال محض است و جامع همهی کمالات، بلکه عین کمال است و یکی از کمالات الهی حکمت است. به همین دلیل تمام افعال الهی هدفمند است. و از افعال الهی، آفرینش جهان هستی و گل سرسبد آن انسان است و هدف آفرینش، رسیدن به کمال(تکامل) است که این حقیقت جز از راه صحیح(صراط مستقیم) میسر نمیشود، و صراط مستقیم همان بندگی خداوند است: «وَ أَنِ اعْبُدُونی هذا صِراطٌ مُسْتَقیم»؛[1] یعنی اطاعت از همه دستورات و قانون الهی که مهمترین و بارزترین آنها، در قالب عبادت تجلی مییابد.
اگر کسی فلسفهی عبادت را نداند نصیبی از آن نمیبرد و فلسفهی عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است.
پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد: میزان تأثیر اعمال بستگی کامل به زمینههای قبلی و توجه و اخلاص افراد دارد، به همین سبب عبادت در افراد تأثیرات کاملا مختلفی دارد.
پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد و اثر آنرا از بین میبرد، از امور بسیار مهم است. مانند دو مریض که هر دو به دستور پزشک عمل کرده و داروهای خود را به موقع میخورند، ولی یکی، از چیزهای زیانبار پرهیز میکند و دیگری بیپروا است و اهل پرهیز نیست. در این صورت سفارش و نسخهی پزشک برای دومی بیاثر یا کم اثر است.
باید از اعمال ظلمتزا(گناه) پرهیز کنیم تا عبادت در باطن ما اثر کند و موجب نشاط گردد؛ لذا در روایات وارد شده است، تا آنجا که برایتان امکان دارد از گناه فاصله بگیرید؛ زیرا ظلمت با گناه به باطن راه مییابد: «إِذَا أَذْنَبَ الرَّجُلُ خَرَجَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَةٌ سَوْدَاءُ».[2]
امام صادق(ع) میفرماید: «کَانَ أَبِی ع یَقُولُ مَا مِنْ شَیْءٍ أَفْسَدَ لِلْقَلْبِ مِنْ خَطِیئَةٍ إِنَّ الْقَلْبَ لَیُوَاقِعُ الْخَطِیئَةَ فَمَا تَزَالُ بِهِ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَیْهِ فَیُصَیِّرَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ»؛[3]
پدرم میفرمود: هیچ چیز براى قلب زیانبارتر از گناه نیست، چه آنکه قلب با گناه میآمیزد و با آن گلاویز میشود تا بالاخره گناه بر قلب چیره شده و آنرا وارونه میسازد.
یعنى قلب به حساب طبع اولى، ملکوتى و رو به خدا است، ولى در اثر گناه چهرهاش وارونه گشته، ناسوتى و شیطانى میشود.
امام صادق(ع) میفرماید: «إِنَّ الرَّجُلَ یُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ صَلَاةَ اللَّیْلِ وَ إِنَّ الْعَمَلَ السَّیِّئَ أَسْرَعُ فِی صَاحِبِهِ مِنَ السِّکِّینِ فِی اللَّحْمِ»؛[4]
گناه انسان را از عبادت و تهجّد محروم میسازد و لذّت مناجات با خدا را از او سلب میکند و تأثیر گناه از کارد برنده سریعتر است.
تلاش برای تهذیب نفس: هدف از تهذیب نفس، کنار زدن حجابها و پردههایی است که میان انسان و فطرت او مانع گردیده و اجازه تبلور و تجلی به آینهی خدانمای فطرت نمیدهد. این پردهها و حجابها برگرفته از گناهان، غفلت، و فرو رفتن در عالم ماده و مادیات و فراموش کردن خدا و آخرت و عالم ملکوت است. تمام دستورات و احکامی که در شرع مقدس وارد شده، همگی هدف واحدی را دنبال میکند و آن کم رنگ کردن و یا کنار زدن این حجابها و درخشش گوهر فطرت و حقیقت انسان است که در زیر خروارها گرد و خاک غفلت و عصیان مدفون گشته است: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها».[6]
انجام دادن کارهای مثبت: از سویی روح، همه کاره در عالم بدن است و تمام اعضا و جوارح تحت فرمان اویند و از سویی دیگر همو محل نورانیتها و ظلمتها است و از اعمال انسان تأثیر میپذیرد.
تأثیر فوری کارهای مثبت و منفی بر روح بر کسی پوشیده نیست، و از جملهی اعمال مثبت انجام عبادات است؛ یعنی اگر انسان ده درجه نورانیت داشته باشد و نماز شب هم بخواند و یا در رفع حوایج مردم کوشا باشد و... این اعمال خوب به نورانیت روح او میافزاید و همین باعث توانمندی بیشتر روح و باطن او میشود و این نورانیت عظیم اسباب نشاط در عبادتی مثل نماز را فراهم میآورد. البته عکس این موضوع هم در اعمال ظلمانی صادق است: «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى شاکِلَتِهِ».[7]
دوستی خداوند متعال: خطا و گناه آدمی، ریشه در دنیا دوستی و گرایش افراطی به لذتهای مادی و طبیعی آن دارد: «حب الدنیا رأس کل خطیئة».[8] بنابراین، اگر کسی بخواهد دلش را از گناه خالی کند، باید با ریشه و منشأ آن بستیزد و بکوشد که از شدت محبت دنیا در دلش بکاهد و گرایش به لذتهای طبیعی را در نفس خویش تعدیل نماید که اگر چنین کند و به استعانت خدای متعال، در این کار سترگ موفقیتی به دست آورد، میتواند دلش را از گناه خالی کند و به جای آن محبت خدای بزرگ و اولیای او را جایگزین نماید.
نتیجه: اینکه اگر بخواهیم در نماز حال خوبی داشته باشیم، باید آداب باطنی را رعایت نماییم، با اعمال نورانی زمینه را فراهم کنیم و نور باطن را قوت بخشیم و وجود آدمی را از امراض اخلاقی پاکیزه گردانیم تا به درک لذت عبادت نایل آییم. چه اینکه مریض به جهت مرض از درک لذت بهترین غذاها بیبهره است و رغبتی به میل کردن غذای لذیذ ندارد. البته ناگفته نماند که خوردن غذا و لو اینکه این چنینی باشد نقش اساسی در بهبود مریض دارد. از اینجهت همانطور که در لابلای بحث بدان اشاره رفت، ما قایلیم که ایندو در همدیگر تأثیر متقابل دارند.[9]
[1]. یس، 61.
[2]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 271، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[3]. همان، ص 268.
[4]. همان، ص 272.
[6]. شمس، 9 – 10.
[7]. اسرا، 84.
[8]. منسوب به جعفر بن محمد علیه السلام (امام ششم)، مصباح الشریعة، ص 138، بیروت، اعلمی، چاپ اول، 1400ق.
[9]. منابع: امام خمینی، آداب الصلاة (آداب نماز)؛ امام خمینی، سر الصلاة؛ توکل، سید رحیم، راههای خروج از صفات رذیله.
■ چگونه مي توانيم جايگاه و اهميت نماز را در دين اسلام براي ديگران ثابت نمائيم؟
دلايل متعددي نسبت به جايگاه و اهميت نماز در اسلام وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
الف – تعداد رواياتي كه درباره نماز از سوي معصومين عليهم السلام نقل گرديده
براي پي بردن به جايگاه و اهميت نماز در دين اسلام خوب است بدانيد؛ بيشترين روایات ...
■ نماز هاي نافله كدامند و فلسفه آنها چيست؟
به جز نمازهاى واجب و يوميه، نمازهاى ديگرى هم وجود دارد كه انجام دادن آنها مستحب است. از آن جايى كه اين نمازها، اضافه بر نمازهاى واجب است، به آنها نافله يا نوافل گفته مىشود (به معناى زيادى و افزون). اساس و اهميت نافلههاى مستحبى، به اين است كه جبران ...
■ اگر نماز را ترك كنيم، چه اتفاقي مي افتد؟ مگر چه چيزي را از دست مي دهيم؟
ترك نماز، كوتاهي در مهمترين دستور الهى و انجام ندادن بزرگترين وظيفه و برنامه زندگى است. ترك نماز، ناشكرى، ناسپاسى و كفران نعمتهاى الهى و برداشتن عمود و ستون دين است؛ زيرا نماز پايه دين است.
ترك نماز و عبادت، باعث مىشود كه آفرينش و زندگى انسان، ...