■ هنوز وقت نگذشته
به نمازِ اول وقت بسیار اهمیت میدادند و همه را به آن سفارش میکردند. تازه عمل کرده بودند و اوضاع جسمیشان تعریف نداشت ...
■ نماز در فرودگاه
برای انجام مراسمی، عازم مشهد بود. داخل هواپیما در ردیف صندلی که نشسته بود، متوجه شد یک روحانی به همراه دو خانمِ محجبه نشستهاند. روحانی به چشمش آشنا بود و لذا گهگاه به چهرۀ او نگاه میکرد و دفتر خاطراتِ ذهنش را مرور میکرد ...