■ نقش نماز در بازسازی معنوی دانشجویان
بسم الله الرحمن الرحیم
ایـن مقاله با آیهای از قرآن سوره مؤمنون درباره نجات رهایی نمازگزارانی که با خـضوع و خـشوع نـماز را بجا میآورند و در جنب آن از لغو اعراض، و زکات را هم میپردازند، شروع و همچنین به روایتی از رسول الله(صلی الله علیه و آله) اشاره شـده، آنگاه مقدمهای در بیان سیر تکاملی موجودات جهان هستی، تکامل تکوینی و تحصیلی قابلیت تـأثیرگذاری و تأثیرپذیری انسان از عوامل مـختلف نـوشته شده، سپس به نقش عرفانی نماز در روح انسانها با توجه به آیات و روایات و چگونگی انبعاث روح خلق بهوسیله نیت در نماز و جایگاه آن در رابطه با مبدأ هستی و صفات برجسته نمازگزاران حقیقی اشاره شده و سرآغازین نـماز با یاد خدا و نظر دانشمندان در نقش آرامشآن در افراد جامعه به رشته تحریر درآمده، آنگاه اینکه تفهیم اسرار نماز به دانشجویان چه تأثیری در آنها خواهد داشت، باتوجه به شواهد و قراین علمی و عـملی پرداخـته شده است. سپس فرق خواندن نماز با اقامه آن و بررسی قرآن کریم در استفاده از کلمات «اقیموالصلاه» و «یقیمون» صورت گرفته، همچنین به بررسی نماز در ادیان گذشته و شواهد آن از قرآن مجید و توصیههایی که به انـبیاء الهـی در این مورد شده، پرداخته شده و جلوه خاصی که نماز در تمام ادیان داشته با شواهدی از قرآن بیان گردیده است و به توصیف 72 گانه اشاره و نمونهای چند از آن یادآوری گردیده و به نقش مـذهب و مـراسم مذهبی در برابر ناهنجاریهای اجتماع با توجه به قراین حالیه و مقالیه اشاره گردیده و از هم قرین بودن نماز با زکات در قرآن پرداخته شده و شواهدی از آیات ذکر و نتیجهگیری کلی بهعمل آمده است.
تـکامل تـکوینی شـامل تمام موجودات از جمادات گرفته تـا انـسانها بـلکه بالاتر از آن حتی ملایکه را هم شامل میشود و هرکدام بهطور طبیعی به نحوی از انحاء باتوجه به ساختمان وجودیشان درخط سیر هستی خود بـه حـرکت تـکاملی خویش ادامه میدهند. مثلاً نبات رشد و نمو کـرده. آخـرین مراحل کمال خود را طی نموده و به ثمر میرسد مورد استفاده قرار میگیرد. حیوانات رشد تکاملی خود را از بدو تولد، بـلکه از نـطفه شـروع و در طی دوره کمال خویش به انتهای درجه میرسد و این تکامل بـدون اراده نباتات و حیوانات بهطور تکوینی به راه خود ادامه داده و به مرحله پایانی میرسد.
اما در وجود انسانها بخشی از این تکامل بـدون اراده انـسان اسـت، مانند تبدیل نطفه به علقه و مضقه تا مراحل خلقت و رشد جسمی.
بـنا بـه قول مولوی:
از جمادی مردم و نامی شدم
از نما مردم ز حیوان سر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
بـار دیگر چون بمیرم از بشر
تا برآرم از ملائک بال و پر
بار دیگر از ملک پران شـوم
آنـچه انـدر وهم ناید آن شوم
بنابراین تکامل طبیعی موجودات خود بخود پیش میرود اما انسان که اشـرف مـخلوقات و دارای عـقل و شعور و اختیار میباشد و این عاقل و مختار بودن وی را وامیدارد که بعد دیگری از تکامل خود را بـا اراده خـویش از طریق تحصیل کمالات و صیقل روح انسانی در اثر تأثیر و تأثر اجتماعی دینی، فرهنگی، سیاسی و... بـه دسـت آورد، لذا در ایـن خط سیر اختیاری تمام عوامل مادی و معنوی همانند محیط خانوادگی، زندگی اقوام، رسومات مـحلی، اجـتماع، مذهب، طرز تفکر، تأمل در طبیعت، نیایش و مانند اینها مؤثر خواهد بود، منتهی بـرخی تـأثیرش بـیشتر از دیگران است.
از طرفی چون وجود انسان قابلیت تأثیرپذیری از عوامل طبیعی و غیرطبیعی را دارد و از تمام عوامل به نوبه خـود تـأثیرپذیری داشته و در همنوعان دیگر جنبه تأثیرگذاری دارد، لذا در مسیر حرکت تکاملی خود تا اندازه قـابل تـوجهی مـتخلق به اخلاق حسنه کسانی باشد که در محیط خانوادگی، زندگی علمی و سیاسی سرآمد دیگران هستند و در مـسیرحرکتی کـه بـه سوی کمال است کمتر اتفاق میافتد که کجروی پیشه کنند آنهم مـیتوان گـفت در اثر عواملی دیگر است.
در میان همه عوامل تأثیرگذارنده میتوان عامل مذهب و دین و نیایش را در تکوین آرامش روحی انـسان کـه سبب سعادت و تکامل وی است را بیشتر از سایر عوامل دانست و در میان افراد جـامعه هـم قشر دانشجو را با توجه به اینکه در قـله هـرم فـرهنگی جامعه قرار دارند بیش از دیگران در نظر گـرفت چـون این قشر جوانترین افراد و تیزبینترین آنها از هر لحاظ میباشند، مصالح و مفاسد اجتماعی را بـزودی درک و در بـرابرش واکنش نشان میدهند و اگر نـماز را بـا فلسفه وجـودی و مـفاهیم اصـلی آن درک کنند و به جا آورند میتوان بـه ایـن نتیجه رسید که بهطور قطع در تجلی روحی آنان تأثیر قابل توجهی خـواهد داشـت و در بازسازی معنوی آنان بیش از دیگران تـکامل ایجاد خواهد نمود. از آنـجایی کـه نماز یک نیایش و تجلیگاه انـسانها اسـت و در تمام ادیان با خط سیر معنوی و روحی انسانها پیوند ناگسستنی دارد، لذا برای نیل بـه اهـداف عالیه سعادت و تکامل، بهترین روش مـذهبی میباشد.
نـماز و نـقش عرفانی آن در روح و جان انـسانها
نـماز که برترین شعار هـمه انـبیا در ادیان الهی است در مکتب ارزشمند و انسانساز اسلام سمبل عبادات و بهعنوان دیانت و ملیت اسلامی مـعرفی شـده تا آنجایی که پیغمبر عظیمالشأن اسـلام در مـیان سایر عـبادات بـا جـمله «قرة عینی فی الصـلاة» آن را نور چشم خود و در استحکام دین با لفظ: «الصلوة عمودالدین» به منزله ستون خیمه معرفی فـرموده اسـت و با این فرمایش: ان قبلت قبل مـا سـواها قـبولی بـقیه اعـمال را در گرو پذیرش نـماز دانـسته و در بسیاری از احادیث نماز بهعنوان پیمان خدایی است، نماز همانند قطبنمایی است که کشتی وجود انسان را در مـیان طـوفان دریـای متلاطم گناهان و مادیت به ساحل نجات رهـبری مـیکند، نـماز حـرکت خـاص مـعنوی است نه تنها در مقوله کیف و... بلکه در جوهر هستی نمازگزار و عمق وجود او تأثیر بسزایی دارد و در ساختار وجود معنوی نقش مهمی را ایفا میکند، زیرا صحت آن بستگی تام به نیت دارد و نـیت هم انبعاث روح از خلق به خداست و اوج راز نماز کمال انقطاع و فناء فی الله و وصول به معبود یکتاست چنان چه برخی از بزرگان فرمودهاند: با توجه به اینکه نماز مشعر به وصل و رابطه مستقیم بـا معبود اسـت، لذا هر مرتبهای از آن اثر مناسب آن مرحله را دارد، در این رابطه حقیقی ممکن است نوک شکسته پیکان را از پای نمازگزار واقعی در حالت سجود درآورند و او احساس نکند و در حالت دیگر ناله حزین مستمندی را در حال رکوع بشنود و انـگشتر قـیمتی خویش را به وی عطا فرماید. جمع این دو حالت از نظر ظاهری بسی دشوار و به عقیده عدهای غیرممکن بهنظر میرسد. ولی این قضیه حیرتانگیز از نظر اسرار نـماز و نـمازگزاری که فلسفه اصلی آن را با دیـده حـقیقت بین درک کرده است کاملاً سهل و آسان میباشد. نماز ره آورد وحی خداوندی است و راز آن در خرق همه حجابهای بین عابد و معبود نهفته است و اساس آن بر تسبیح و تنزیه حق.
شـروعش بـه نام او و پایانش هم بـه یـاد اوست. نماز براق عروج و رفرف وصول است و نقشه کمال تجلیات جمال کبریایی که نمازگزار را از حضیض ذلت به اوج عزت میرساند. نمازگزار واقعی در برابر تیرهای بلا که همانند باران از هر طرف به سـویش بـاریدن گرفته در بحرانیترین موقعیت با معبودش راز و نیاز دارد و این دقایق را بهترین لحظات عمرش میشمارد. نماز تأثیری در روح انسانهای وارسته ایجاد میکند که چیز دیگری نمیتواند جایگزین آن باشد، بنابراین در مکتب اسلام ترک آن از گناهان کـبیره شـناخته شده و بـه هیچ وجهی در هیچ حالتی ترکش جایز نیست.
اسرار آغازین نماز با یاد خدا
در اینکه نماز با نام و یاد خـدا آغاز و نام او پایان میپذیرد میتوان گفت اسرار زیادی نهفته است و ارزش های مـعنوی فـراوانی وجود دارد از جمله اینکه یاد خدا مرتکبین گناه را هشدار داده و آنها را از زشتیهای باز میدارد و بخش مهمی از ناهنجاریهای اجتماعی را نـیز از بـین میبرد لذا شروعش با تکبیر یعنی بزرگ شمردن معبود است و ستایش او و استعانت از خداوند بـرای هـدایت بـه راه راست و اعتراف به بندگی به زبان نمازگزار بیانگر نکته مهمی است که روح نمازگزار بـه مبدأ عالی معطوف و در افکار و جسم جانش تأثیر بهسزایی دارد و یکی از مهمترین اصلی که در نـماز جلب توجه میکند طـهارت ظـاهری و باطنی نمازگزار است، بهطوری که از نظر فقهی باید لباس، بدن، مکان و محیط نمازگزار پاک باشد و تداوم این پاکیزگی در وجود نمازگزار ملکهای ایجاد میکند و رفته رفته صفاتی را پدید میآورد که به اصطلاح امـروزی برای صاحبش پلیس درونی محسوب و خود بخود از پلیدیها دور نگه داشته میشود حتی از پلیدیهای اجتماعی نیز مصون میماند و دیگران را نیز ارشاد میکند (اللهم وفقنا لما تحب و ترضی)
نظریه چند تن از دانشمندان در مورد نـماز و نیایش
تـجربه ثابت کرده است نماز و نیایش در افکار و رفتار دانشمندان که توجه خاص دارند بیشتر از دیگران اثر بخش است به نمونههای چند از گفتار دانشمندان توجه میکنیم:
دکتر هانری لینک روانشناس معروف چنین مـیگوید: در تـجربه تحقیقاتی طولانی خود در اجرای آزمایشات روانی روی افراد به موضوع پی بردم، اصولاً کسانی که با دین و نیایش سروکار دارند و به عبادت میپردازند آن چنان شخصیت قوی و نیرومند پیدا میکنند کـه هـیچگاه یک فرد بی دین نمیتواند آن را به دست آورد.
دکتر توماس هامیلوپ میگوید: من بهعنوان یک پزشک میگویم بهترین وسیله ایجاد آرامش در روان و اعصاب انسان که من تاکنون شناختهام نماز است.
پروفـسور والتـر کـوفمان استاد دانشگاه بریستول انگلستان چـنین مـیگوید: هـنگام ستایش و نیایش به درگاه خداوندی در وجود آدمی چنان صمیمت اخلاقی بوجود میآید که در تمام حالات معمولی در طول زندگی امکانپذیر نیست.
مهاتما گـاندی رهـبر بـزرگ هند و نجات دهنده آن سرزمین از استعمار انگلیس مـیگوید: دعـا و نماز زندگی مرا نجات داد، اگر در زندگی توانستم بر نومیدیها چیره شوم و پیروزی به دست آورم بهخاطر دعا و نماز بود بـه هـمان انـدازه که برای بدن غذا ضرورت دارد دعا و نماز هم برای روح انسانی بلکه بیشتر از آن لازم است.
لقمان حکیم در حکمتهای خود به فرزندش توصیه به نماز را در رأس همه حکمتهایش قرار میدهد.
هراس لیف دانـشمند اروپایـی مـیگوید: من بسیاری از معابد و کلیساها را دیدهام که در آنجاها مساوات وجود ندارد طـبیعتاً مـعتقد بودم همین روش در مساجد مسلمانان نیز حکم فرما خواهد بود، اما هنگامی که در روز عیدفطر در مسجدی در لندن ملاحظه کـردم کـه عـالیترین نوع مساوات در میان مسلمانان وجود دارد، زیرا در عالیترین نیایش مسلمانان شخصیتهای عالی و دانـی بـدون تـشریفات در کنار هم در صفوف منظم مشغول عبادتند و هیچ کس از ایستادن در کنار هم برای نماز نـاراحت نـیست بـلکه همه در پیشگاه خداوند برای عبادت باهم برابرند هنگامی که امام جماعت مسجد مسلمانان بـه مـن گفت به عقیده مسلمانان همه انبیاء بر حق هستند و کتابهایشان از جانب خداوند اسـت گـمان کـردم من بد شنیدم، زیرا این نخستین بار بود که از یک رهبر دینی چنین سـخن مـیشنیدم ولی از آن به بعد جای شکی برایم باقی نماند که دین اسلام صلاحیت رهبری جـهانیان را دارد.
دکـتر کـارل در اسرار و فواید نماز میگوید: نماز به آدمی نیرویی برای تحمل غمها، مصائب، گرفتاریها میبخشد، انـسان را امـیدوار میسازد و قدرت ایستادگی و مقاومت در برابر حوادث بزرگ به او میدهد. (3)
دهها بلکه صـدها از ایـن اظـهارنظرهای دانشمندان در لابلای کتب مختلف دیده میشود که همه آنها دلیل بر عظمت و بزرگی نماز و نـمازگزار است.
تـفهیم اسـرار نماز به دانشجویان و تأثیر آن در بازسازی معنوی آنان
گفتنی است در این زمان که عـشقهای نـاپاک و دنیوی و مجازی در قالبهای مختلف در لباس نوگوایی و تجدد نمود یافته است تا ریشه معرفت و مجاهدت، طهارت آسـمانی را بـخشکاند قهراً باعث انحراف افراد بخصوص جوانان خواهد بود. بنابراین جوان پرجوش و خـروش و آکـنده از استعداد بخصوص «قشر دانشجو» را نمیتوان جز از طـریق کـشش مـغناطیسی عظیم عشق پاک به صراط حقیقت فراخواند، عـشقی کـه آسمانی، ملکوتی و قلبی باشد، نه زمینی، نفسی و شهوانی. عشقی که ره آورد آن منبعث از باطن و حـقیقت دلنـواز دین باشد و باشعاع کمال مـطلق و تـجلی ذات حق کـه دل جـوانان را روشـن سازد تا انسانی کامل پرورش یافته و در جـوامع بـشری منشأ اثر باشد. علی علیه السلام میفرماید: «ادبوا اولادکم لغیر زمانکم» فـرزندانتان را بـرای زمانی غیر از زمان خودتان تربیت کـنید بنابراین باید در تربیت فـرزند نـهایت کوشش را انجام داد.
بنا به عـقیده اکـثر دانشمندان در آموزش و گرایش نسل جوان سه عنصر اصلی را میتوان محور قرار داد:
1) محیط خانوادگی
2) مـحیط مـدرسه و دانشگاه
3) رسانههای گروهی
و درمیان آنها رفتار و کـردار اسـتادان نـقش عمدهای ایفا مـیکند، اسـتاد میتواند با ایجاد احـساسات خـوشایند در انجام فرایض مذهبی و بازگو کردن فلسفه اصلی وجود نیایش و مذهب فضایی را برای بازسازی مـعنوی طـبقه دانشجو باز کند و آنها را در نگرش بـه ارزشهای معنوی راهـنمایی کـند تـا کنکاش بیشتری داشته بـاشند و آنها را به درک مطالب اصلی و فلسفه عبادت و ستایش وادار نماید زیرا نمازی که بر اساس طهارت قـلب و مـبتنی بر معرفت روحانی باشد نجاتگر نـسل امـروز اسـت، آری نـماز حـقیق و در رأس سجده واقعی مـعراج روح بـه عوالم غیب و شهود است. نماز راستین همانند نخ تسبیح است که در تمام دانههای آن جاری است، یـعنی نـماز در مـسائل گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، مادی، مـعنوی و... گـره خـورده اسـت، سـجده الهـام آور عجایب آسمان عشق قلبی و جاذبه روحانی است، سجده سوزش است سازش، سجده کوشش است و بینش، تجلیگاه جمال حق، با توجه به نیاز بشر امروزی بالاخص قشر دانـشجو به معنویت و عرفان و درک حقایق جایگاه نماز و سجده در نیل به این هدف نقش تمرکز و حضور قلب و تحقیق کمالات والای انسانی غیرقابل انکار میباشد. زیرا سیر تکاملی دین از زمان حضرت آدم با دستور خـداوندی خـطاب به ملائکه «فقعوا له ساجدین» شروع و با آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم» به اوج خود رسید. گرچه تقابل و تضاد حق و باطل در هر جامعه در هر برههای از زمان به شکلی نـمود پیـدا میکند اما با وجود تمام این موانع میتوان ادعا کرد اگر نمازگزار به فلسفه وجودی نماز واقف باشد در همه اعصار پیروز خواهد شـد. البـته باید توجه داشت که خـواندن نـماز با اقامه فرق دارد، خواندن یعنی قرائت ظاهری و بیان الفاظ و اذکار نماز با حفظ آداب شرعیه آن، ولی اقامه نماز که در آیات قرآنی با بیان اقیموالصلاة... و یـقیمون الصـلاة و یؤتون الزکاة... و مانند ایـنها تـعبیر آورده شده حاکی از این است که در ادای الفاظ و اذکار نماز مضافاً بر شرایط صحت آن برپایی آن باید بر مبنای بصیرت و شناخت عصاره و حقیقت نماز باشد و این چنین نماز است که پاسـخگوی کـامل به عالیترین نیاز انسانهای باشعور و مؤثرترین نقش را در تربیت روحی انسانها ایفا میکند که دانشجو نمونه بارز آن در اجتماع خودش است.
نماز در ادیان گذشته از دیدگاه قرآن
قرآن کریم که منبع اصلی وحی و پیام الهـی بـه پیغمبر اسـلام(صلی الله علیه و آله) است دارای اصول مسائل و احکام عبادات، معاملات، اخلاقیات و... میباشد که در مورد بیان جزئیات آنها به مناسبتهای مختلف در عـرض 23 سال نبوت پیامبر بزرگوار اسلام آیات مزبور نازل و ابلاغ گردیده و جـای ابـهامی در هـیچ کدام از احکام باقی نمانده است، از جمله نماز این بهترین نردبان قرب الهی، چشمه جوشان خیر و برکت، شـستوشو دهـنده روح انسانی و برترین شعار همه انبیاء الهی حدوداً 150 آیه شریفه و بیش از 200 حدیث در احادیث ائمـه را بـخود اخـتصاص داده و از این آیات تقریباً بیش از 84 آیه با لفظ صلاة و مشتقات آن گاهی بهصورت اخباری و انشایی یقیمون الصـلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون (4) بیانگر عظمت و ابهت این بزرگترین شعائر اسلام بلکه شـعار همه ادیان است.
نماز در تـمام ادیـان جلوه خاصی داشته و با خلقت بشر آغاز شده وقتی که خداوند با خطاب به ملائکه: «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعواله ساجدین» (5) حضرت آدم را مسجود ملائکه قرار میدهد و بدین صورت سـتایش و نیایش با خلقت آدم خاکی شروع میشود.
حضرت ابراهیم(ع) طبق دستور الهی زن و فرزندش را در منطقه غیر ذی زرغ اسکان میدهد «ربنا انی اسکنت من ذریتی.. الی ربنا لیقیموا الصلاة فاجعل افئدة من الناس...» (6) و بدین وسیله بـرای خـود و فرزندش توفیق اقامه نماز را از خداوند خواستار است.
در مورد اسماعیل صادق الوعد که یکی از انبیاء الهی است خداوند ضمن ستایش از آن بزرگوار بهعنوان اینکه وی خانوادهاش را به برگزاری نماز دستور میدهد چنین میفرماید:
«واذکر فـی الکـتاب اسماعیل انه کان صادق الوعد و کان رسولاً نبیاً و کان یأمرأهله بالصلاة و الزکاة و کان عند ربه مرضیاً» (7)
قوم شعیب هنگامی که در برابر خواسته او مبنی بر ترک بتپرستی روبهرو میشوند بـا لحـن اعتراضآمیز به او میگویند آیا نماز تو دستور داده که ما پرستش بتهایی را که مدتها پدران ما به آنها عبادت کردهاند ترک کنیم «قالوا یا شعیب اصلاتک تأمرک ان نترک ما یـعبد آبـائنا» (8) از ایـن بیان قرآن چنین استنباط مـیشود کـه نـماز در دین همه انبیاء الهی بوده حتی میتوان گفت آنهایی که پیروی از پیامبران نداشتند و بتها را ستایش میکردند در اعتقاداتشان نوعی نیایش میدانستند. هـنگامی کـه در طـور سینا در وادی مقدس طور خداوند به موسی(ع) دستور «فـاخلع نـعلیک» میدهد و او را به نبوت برمیگزیند، نخستین دستور پس از گزینش به نبوت، اقامه نماز را اعلام میدارد و با بیان: «اننی انا الله لا اله الا انا فـاعبدنی و اقـم الصـلاة لذکری» (9) و همچنین بافرمان: «و امر اهلک بالصلاة و اصطبرعلیها...» (10) دستور اقـامه نماز به خانوادهاش هم صادر میشود. لقمان حکیم خطاب به فرزندش او را به اقامه نماز فرا میخواند: «یا بـنی اقـم الصـلاة و امر بالمعروف...» (11) حضرت ذکریا هنگامی که از خداوند میخواهد فرزندی بـه او عـطا فرماید مژده قبولی دعایش را ملائکه به او میدهند که ذکریا در محراب عبادت مشغول راز و نیاز بوده است: «فـنادته المـلائکه و هـو قائم یصلی فی المحراب...» (12)
حضرت عیسی مسیح(ع) وقتی که در گهواره بـه سـخن در مـیآید و با بیان: «قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا و جعلنی مبارکا این ما کـنت و اوصـانی بـالصلاة و الزکاة ما دمت حیا» (13)
با منطق رسا هم بندگی خویش را اعلام میکند و هم نـبوت و اقـامه نماز و ادای زکات را تا زنده است بیان میفرماید.
همچنین به مریم بتول خطاب میشود: «یا مریم اقنتی لربک و اسجدی و ارکعلی مع الراکعین» (14) سجده برای خدا و نیایش و رکوع جزء برنامه او قرار میگیرد. ایـن آیـات و آیات دیگر در قرآن مجید حاکی از این است که نماز از نخستین روز خلقت آدم ابوالبشر در تـمام ادیان الهی بوده و تکمیل آن در دین اسلام به اوج خود رسیده است. علاوه بر تشریع نماز در ادیان حقه الهی و در ادیان دیگر نیز نماز و نیایش وجود دارد. حتی بتپرستان هم کارهایی را بهعنوان عبادت و راز و نـیاز در بـرابر بـتها انجام میدهند. بهطوری که در گزارش تلویزیونی که مراسم عبادت قبالی بتپرست بسیار کهن را در حاشیه رود زرد چـین نـشان مـیداده مشاهده شده است که عبادت آنها از نظر قیام، رکوع، سجود و سایر اعـمال تـا اندازهای همانند نماز ادیان حقه الهی است.
زردشتیان را پنج نماز است و سرودهای مذهبی که در «خرده اوستا و یـسنا» هـست میتوان نوعی عبادت و نیایش تلقی کرد.
صابیان نمازهای پنجگانه بجا میآورند.
مینویسند: اعراب جـاهلیت در بـرابر خانه کعبه برهنه حاضر میشدند و با صـفیر و کـفزدن اظـهار عبادت میکردند احتمالاً نماز و نیایش که در زمـان حـضرت ابراهیم(علیه السلام) بوده در طول قرون و اعصار به تدریج تحریف شده و به چنین حالتی درآمـده اسـت شاید به همین خاطر اسـت کـه خداوند نـماز اعـراب جـاهلیت را با این منطق مورد سرزنش و عـتاب قـرار داده «و ما کان صلاتهم عند البیت الا مکاء و تصدیة فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون» (14)
از موارد فـوق کـه نمونههایی از وجود نماز و ستایش در ادیان مـختلف و در میان اقوام گوناگون بـه گـونههای مختلف اجرا میشده چنین بـرمیآید کـه نماز در اعماق تاریخ انسان ریشه دارد و در تمام دورهها و جوامع بشری به موازات خداشناسی امـری اسـت فطری و از نخستین تشکیلات جوامع و خـلقت انـسان بـه شمار میآید.
در کتاب نمازشناسی حسن راشدی برای نماز 72 توصیف کوتاه و پرمغز ذکر شده است. برای نمونه چند مورد را ذیلاً یادآوری میکنم.
1- نماز برقراری ارتباط با الله است.
2- نماز سکوی اعتلا و عروج انسان است.
3- نماز پیام مکتب و ستون دین است.
4- نماز کلاس درس و کتاب هستی است.
5- نماز بانگ برپایی تعظیم ارزشها و تکریم انسانها است.
6- نماز ایجادکننده اخوت اسلامی است.
7- نماز تجدید پیمان با خداوند است. و هکذا...
در کتاب سجده رمز خلاقیت عشق اسـت، برای معالجه مـرض اضطراب و پریشانی روح چنین آمـده اسـت: در روانشناسی بحثی به نام (کامونیتی سایکولوژی) یعنی روانشناسی در خدمت اجتماع مطرح است، در این قسمت از روانشناسی میگویند بـه دلیل روزافزون شدن بیماران روانی ما میتوانیم باتربیت افـراد متخصص در زمینه تربیت و درمان بیماران روانی از این مرض جلوگیری کنیم و به خاطر ازدیاد اینگونه امراض نگرانکننده قرن حاضر را برخی از افراد قرن اضطراب نامیده است.
لذا عدهای معتقدند که با توجه به اسرار نـماز و سجده میتوان طرز استفاده صحیح از ذکر و نام خدا را در جامعه گسترش داد تا به موجب «الا بذکرالله تطمئن القلوب» جلوی بیماریهای روانی گرفته شود و اینکه این بیماری در بین نمازگزاران نیز کم و بیش رو به تزاید است. کارشناسان متخصص اسلامی اظهارنظر کردهاند که ذکرالله به طرز صحیح شناخته و استفاده نشده است همانند داروی دکتر حاذقی که برای مریض تجویز میشود اگر به طرز صحیحی مـورد استفاده قرار گیرد ثمربخش والا حتی زیانآور هم خواهد بود نماز که از بزرگترین ابزار مبارزه با تهاجم فرهنگی خصم درون و دشمن برون است و نوک تیز این سلاح در سجده است.
جالب توجه اینکه کلمه سجده و مشتقات آن در قرآن مجید 92 مرتبه ذکر شده است و نام محمد که اسم شریف پیغمبر بزرگوار اسلام است بر طبق حروف ابجدی هم عدد 92 مـیباشد که با هم هماهنگی کـامل دارد.
نقش مذهب و مراسم مذهبی در برابر ناهنجاریهای اجتماع
از آنجایی که مذهب از سرچشمه لایزال خداوندی است و قوانین آن از طریق وحی به انبیاء که راهنمایان راستین بشریتند ابلاغ گردیده همانند طبیعت در وجود انسانها مؤثر میباشد زیرا مذهب اگر به طرز صحیح از آن بهرهبرداری شود میتواند همانند پلیس درونی فردفرد انسانها را از انجام کارهای زشت بهطور جدی نگه دارد لذا با قاطعیت میتوان گفت که مذهب برای جلوگیری از ناهنجاریها و تهاجمات فرهنگی درونی و برونی باید نقش اساسی داشته باشد زیرا به تجربه ثابت شده اجتماعی که افراد آن پایبند مذهب و مراسم مذهبیاند نابسامانیها در آن اجتماع بهطور چشمگیر نسبت به جوامع دیگر کاهش پیدا میکند و این جریان دستاندرکاران جـهان را به حیرت انداخته زیرا در جوامع کنونی دستگاههای امنیتی هر کشور برای جلوگیری از زشتیها، نابسامانیها، ناهنجاریها و... علاوه بـر اقـدامات همه جانبه خود همواره از مراکز فرهنگی، دانشگاهی، خانوادگی و مراکز تربیتی و غیره استمداد جـسته و آنـها را بـه یاری خود میطلبند و در این میان نقش مذهب را در یاری رساندن به آنها از همه عوامل دیگر مـؤثرتر میدانند زیرا دریافتهاند که مذهب خود بخود بر اعمال و رفتار افراد اشراف دارد و از درون یکایک آنـها را پاک نموده و در برابر زشتیها عکسالعمل نـشان میدهند.
بنا به نوشته برخی از دانشمندان اسلامشناس، نیایش یکی از ارکان اساسی حیات جامعه، تمدن، فرهنگ، تحرک زندگی در اجتماع بشری است که با منطق قرآن نیز هماهنگی دارد، نیایش در کالبد انسان بهطور فردی و اجـتماعی روح تلاش، پیکار، عزت، حیات و هدف میدمد، میگویند هر ملتی که با فرهنگ نیایش یکی از مهمترین عوامل بازدارنده افراد از انحراف و ناپاکی و زشتی و یکی از مثبتترین انگیزه گرایش به پاکی و طهارت روحی و جسمی، عـدالتطلبی، آزادیـخواهی، پیکار علیه جهل و جور و مبارزه با استبداد و استعمار داخلی و خارجی است و این یک حقیقتی است که قابل انکار نمیباشد و نمونه بارز آن در انقلاب شکوهمند اسلامی ایران عملاً به وقوع پیوست.
دکتر کارل در ایـن مورد چنین مینویسد: آمار جنایتها نشان میدهد که بهطور متوسط کسانی که در جوامع بشری مجرم و جنایتکار شناخته شده انی کسانی هستند که با نماز و نیایش رابطه ندارند و یا اینکه نـسبت اصلی نیایش با فرد و اجتماع را نتوانستهاند درک کنند.
بنابراین کسی که با فلسفه اصلی نماز و نیایش آشنا باشد و رابطه راستین خود را با خداوند درک کند و حقوق افراد جامعه را رعایت نماید بنا بـه مـنطق قـرآن «ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المـنکر» (15) امـکان نـدارد راه خطا پیش گیرد و تعدی و تجاوز نماید. امروز بسیاری از متفکران و روانکاوان جان به نقش مثبت و سازنده نیایش و مذهب در پیشبرد وضع اجتماعی و فـردی اعـتراف دارنـد و بر این باورند که نماز و نیایش و مراسم مـذهبی آرامبخش روح و روان انسانها و پایانبخش اضطراب و دلگیریها است.
نماز بنا به فرمایش امام صادق(علیه السلام) اصلب من الجبل است زیرا کوه بـا دیـنامیت مـنفجر میشود و صلابتش از بین میرود اما نماز و نمازگزار حقیقی خود آتـشی و دینامیتی میشود و بر خرمن فحشاء و منکر میافتد و آن را نابود میکند. نماز در برابر ستمها، زورگوییها، غارتگریها، استعمارها،استثمارها، بالاخره تمام نـاهنجاریها سـندسکندری اسـت که رابطه ارکانیکی آن با قدرت لایزال الهی توانایی پوشش جهان دارد زیـرا در تـمام ادیان و در میان کلیه اقوام وجود دارد و نمازگزار حقیقی با این رابطه خود با مرکز هستی عملاً مـعضلات و نـاهنجاریها را مـیزدایند، زیرا طبیعتی نماز و نیایش به گونهای است که پیروان راستین خود را قـهراً از زشـتی دور نـگه میدارد و بهترین ضامن اجرایی برای خودداری از پلیدیها است و با منطق قرآن نیز هماهنگی تـام دارد.
راز هـم قـرین بودن نماز با زکات در اکثر آیات قرآنی
ناگفته نماند به طوری که قبلاً اشاره شـده اسـت که حدود 150 آیه شریفه در قرآن کریم در مورد نماز صراحتاً وارد شده است و در اکثر آیـات صـلاة بـا کلمه زکاة آمده است «الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» (16)
«وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعينَ» (17)
و نظایر این آیات در قرآن کریم زیاد است. این قرین بـودن به نظر فرهیختگان اسلامشناس در منطق قرآن بیانگر نکته بسیار مهمی است و آن اینکه هر دوی آنها جزء عبادات به شمار میآیند که در انجام آنها تقرب شرط است بنابراین نماز دارای دو فراز تکاملی مـیباشد نخست رابطه نمازگزار با مبدأ لایزال الهی که جنبه عبادی و انجام عمل بدنی را داراست و دیـگر ایـنکه پرداخـت زکات و انفاق در پرتو نماز بیانگر این است که اصل انفاق و کمکرسانی بـه نـیازمندان جامعه در فرهنگ نماز عالیترین فراز اجتماعی و مردمی است که رابطه تنگاتنگ و ناگسستنی با اجتماع مسلمانان و نـمازگزاران دارد زیـرا نمازگزار علاوه بر انجام وظایف مذهبی و عبادی خویش در عرصه اجتماع نیز مـسؤولیت و تـعهداتی دارد زیرا در منطق قرآن و اسلام در جامعه اسلامی بـیتوجهی بـه مـردم و بیتفاوتی در رفع مشکلات همنوعان مطرود و مردود اسـت. زیـرا نماز و نیایش علاوه بر بعد معنوی و غیبی و جنبه عبادی برای حفظ اعتدال جـامعه و اصـلاح آن عامل مهمی بهشمار میرود و در مـواقع بـروز معضلات در جـوامع مـسلمانان آنـها را برای رفع مشکلات بهطور همه جـانبه فـرا میخواند و توجه نمازگزاران را حتی برای رفع مشکلات اقتصادی ترغیب و تشویق مینماید کـه بـخشی از اموال خالص خود را بهطور رایگان در اخـتیار نیازمندان جامعه قرار دهـند و بـدینوسیله از نظر اقتصاددانان هم تا انـدازهای تـعادل بین افراد فقیر و ثروتمند بوجود میآید و نوعی انس و الفت بین آنها برقرار و تـا انـدازه قابل توجهی از کینه و عداوت کـاسته میشود.
نـتیجهگیری
بـا توجه به مـنطق قـرآن کریم در مورد نماز و نـیایش و اسـرار نهان و آشکار آن و با در نظر گرفتن بعد معنوی و اجتماعی و ظاهری نماز و راز طهارت ظاهری و بـاطنی نـمازگزار و آیات و اذکاری که در نماز قرائت مـیشود و در واقـع زمزمهای بـا مـبدأ لایـزال الهی و رابطه تنگاتنگ بـا آفرینش است و با الهام گرفتن از اصول و مبانی و ارزشهای والای انسانی نماز و نمازگزار حقیقی که بر مـبنای حـق و حقیقت و اصول اسلامی برقرار است و بـا نـگاهی بـه تـأثیر و تـأثر نماز در وجود و روح انـسانها و بـا در نظر گرفتن اظهارات دانشمندان خودی و بیگانه در حکمت نماز و تأثیر آن که تکامل روح انسانی را در بر دارد میتواند چنین نـتیجه گـرفت، نـماز با خلقت انسان شروع و شعار بزرگ هـمه ادیان بالاخص اسلام اسـت و پیامبران الهی پیروان خود را به اقامه آن دعوت فرمودهاند و در آیات قرآنی همه انبیاء مانند ابراهیم، نوح، موسی، عیسی، اسماعیل(علیهم السلام) و سایر پیامبران به اقامه نماز و ابلاغ آن به امتها مأموریت یـافتهاند و در اثر برپایی آن بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی حل شده است مخصوصاً اگر طبقه روشن فکر و دانشجو بهسوی آن گرایش پیدا کنند و فلسفه وجودی آن را آنچنان که هست درک نمایند مضافاً بر اینکه خـودشان تـکامل معنوی خواهند داشت بلکه راهنما و روشنگر جامعه و سایر طبقات نیز خواهند شد.
در خاتمه توفیق همگان را در خدمت به اسلام و مسلمین و اقامه نماز واقعی کما هو حقه از خداوند تبارک و تعالی خواستارم.
پی نوشت ها:
1) المؤمنون؛ آیه 1 الی 5
2) وسائل الشیعه؛ باب صلاه
3) کتاب نماز از دیدگاه قرآن؛ موسوی راد؛ ص 19
4) مائده؛ آیه 60
5) حجر؛ آیه 30
6) ابراهیم؛ آیه 41
7) مریم؛ آیه 55 و 56
8) هود؛ آیه78
9) طه؛ آیه 150
10) طـه؛ آیـه 133
11) لقمان؛ آیه 18
12) آل عمران؛ آیه 35
13) مـریم؛ آیـه 33 و 34
14) آل عمران؛ آیه 43
15) عنکبوت؛ آیه 44
16) نمل؛ آیه 4
17) بقره؛ آیه 41
[1]. آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: مجله گلستان قرآن » شهريور 1380 - شماره 79 (از صفحه 47 تا 51)
URL: http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/62532