■ 1- هر چه مي خواهم خودم رو متقاعد كنم به اينكه بايد نماز بخونم نمي تونم! علاقه به این کار ندارم و شب و روز تو ترس و اضطراب طي مي كنم! علت آن چيست؟
پاسخ: انسان براي انجام هر كاري نياز به انگيزه دروني يا بيروني و انگيزه مادي يا معنوي دارد و منشأ انگيزه هاي دروني نيازهاي زيستي يا نيازهاي معنوي و متعالي است. چرا ما هر روز خوردن صبحانه و نهار و شام را تكرار مي كنيم و هيچگاه نمي گوئيم من از خوردن نهار خسته شدم بلكه با فرا رسيدن وقت نهار احساس مي كنيم يك عامل دروني ما را به طرف غذا سوق مي دهد و اگر چند ساعتي به تأخير بيفتد اوقات مان تلخ مي شود و ممكن است پرخاشگري هم بكنيم. علت اين امر نيازهاي زيستي و فيزيولوژيكي است يعني وقتي مواد غذايي، آب و... در بدن كم مي شود عضلات معده شروع به انقباض و فعاليت مي كنند به گونه اي كه ما را متوجه كنند كه بدن نياز به مواد غذايي دارد و اين نياز تبديل به يك ميل و يك حالت رواني مي شود در نتيجه ما با علاقه و ولع سر سفره غذا مي رويم و هر روز نيز اين كار را تكرار مي كنيم و هيچگاه نيز دلسرد و دلزده نمي شويم. به موازات اين نيازهاي مادي بعد غيرمادي وجود ما نيز براي ادامه حيات و بقاء نياز به غذا دارد و بايد غذاي متناسب با آن تأمين شود خداوند كه آفريدگار جسم و جان ماست همه نيازهاي ما را تأمين كرده است و جالب اينجاست كه ما به ازاء اين نيازها چيزهايي است كه با طبع ما بسيار سازگار است. خداوند جهان مادي را با انواع و اقسام مواد غذايي رنگارنگ و مطبوع خلق كرده است تا نيازهاي مادي ما تأمين شود آموزه هاي ديني از جمله نماز، روزه و ساير عبادات براي ما به عنوان غذا مقرر فرموده و در قالب دين و از طريق وحي به پيامبران نازل كرده است. اگر ما انسان ها به اين حقيقت پي ببريم كه براي ادامه حيات معنوي روح ما نيازمند به غذاهاي معنوي مي باشد و با اين غذاي معنوي است كه انسان از نگراني و اضطراب رهايي يافته و آرامش مي گيرد در اينصورت با علاقه و اشتياق فراوان به استقبال نماز خواهیم رفت.
در خصوص علت بي علاقه گي به نماز نيز دلايل متعددي در اين مساله دخيل است از جمله:
عدم شناخت و توجه كافي نسبت به معبود
آسيب پذيري مقطع نوجواني و جواني است.اين مقطع سنّي، مقطع حساس و بحراني براي جوانان و نوجوانان است، مسايل و بحران هاي بلوغ از يك طرف، شكّ و ترديدهاي مذهبي از طرف ديگر، ناپختگي و بي تجربگي و گرايش سريع به الگوهاي غير واقعي كه اهل نماز نيستند، زمينه هايي است كه در خود فرد وجود دارد و باعث مي شود كه جوانان و نوجوانان علاقة چنداني به نماز نداشته باشند.
برخوردهاي نادرست والدين و مربيان نسبت به نماز خواندن كودك، نوجوان يا جوان می باشد که باعث زدگي و بي علاقگي افراد نسبت به نماز مي شود.
عدم درك صحيح از نماز و فلسفه آن به دليل عدم شناخت از نماز و اهميت و اسرار نهفته در آن.
پيامبر اكرم ( صل الله عليه و آله ) مي فرمايد:« لَوْ تَعْلَمُ مَا لَكَ فِي الصَّلَاةِ وَ مَنْ تُنَاجِي مَا انْفَتَلْت» ؛« اگر بداني نماز چيست و با چه كسي نجوي و گفتگو مي كني خسته نمي شود و نمار ار به اتمام نمي بري»
جاي گيري حب دنيا و زرق و برق آن در دل آدمي به خاطر اشتغال بيش از حد فكر و تعلق قلب به دنيا و مسائل و مشكلات مادي كه زمينه بي علاقگي نسبت به مسائل معنوي از جمله نماز را فراهم مي نمايد.پيامبر بزرگ خدا حضرت مسيح مي فرمايد:« صَاحِبُ الدُّنْيَا لَا يَلْتَذُّ بِالْعِبَادَةِ وَ لَا يَجِدُ حَلَاوَتَهَا مَعَ مَا يَجِدُ مِنْ حُبِّ الْمَال» ؛« دنيا پرست از عبادت و انس با خدا لذت ني برد در حاليكه حب مال در دل او است»
استفاده از غذاي حرام و ناپاک.
تكرار گناه به حدي كه دل سياه گردد و شوق عبادت گرفته شود.
تاثير پذيري از تبليغات و تهاجم فرهنگي كه موجب مي شود انسان با اعمال عبادي احساس تحجر و عقب ماندگى كند.
محيط و اجتماعي ناسالم و غير ديني
همنشيني با دوستان فاسد و بي نماز
■ چرا در سلام اول نماز، صراحتاً به پیامبر(ص) سلام می دهیم، اما سلام صریح بر ائمه اطهار(ع) در اجزاء نماز وجود ندارد؟
1. چگونگی نماز باید طبق آنچه که در روایات معتبر و رسالههای توضیح المسائل بیان شده است، انجام شود و هرگونه اضافه عبارت و الفاظ در نماز جایز نیست. چرا که دستورهاى دینى که از جانب خداوند متعال معیّن شده، تعبدى است.[1] و نظر به اینکه ائمه اطهار(ع) چنین ...
■ آیا میتوان در تشهد نمازهای واجب، اضافه بر دستور رسالۀ عملیه، الفاظ و اذکاری دیگر به زبان آورد؟
درباره ذکر تشهد، روایات متعددی وجود دارد و همه فقها آنچه که در رساله ها آمده است را کافی میدانند. اما نسبت به گفتن اذکار بیشتر، اگر به قصد عدم ورود(یعنی انجام آن به قصد عدم داشتن دلیل شرعی) باشد مانعی ندارد. ولی اگر با قصد ورود خوانده شود، با توجه ب ...
■ چرا باید نماز ظهر و عصر با صدای آهسته خوانده شود در حالیکه نمازهای دیگر این گونه نیست؟
بسیاری از دستورات خداوند و فرستادگان ایشان، تنها بدین دلیل میباشند که میزان فرمانبرداری بندگان، با آن سنجیده شود و این خود به تنهایی، دلیل مناسبی بوده و نیاز به وجود دلیل دیگری در لزوم اجرای این دستورات نیست. به عنوان نمونه، وقتی طالوت، هنگام رفتن ب ...