ریشه های عدم حضور قلب در نماز

■ ریشه های عدم حضور قلب در نماز

ریشه های عدم حضور قلب در نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

نویسنده: محي الدين حائری شیرازی

منبع: فلسفه نماز

تهیه کننده: مرکز تخصصی نماز

 

نماز در هر دینی به معنی ذکر است. ذکر نه تلقین، نه تقلید و نه القاء است، بلکه التفات به واقعیت عینی است که در نتیجه‌ی عللی از قبیل مشاغل، روابط، تعلقات، خودپسندی و غیره، نادیده گرفته شده است. انسان در «بررسی» به مسایل زیادی توجه می‌کند اما در «عمل» مورد غفلت قرار می‌گیرند. گاه انسان بررسی می‌کند که امری باید این چنین باشد، اما عادت و شیوه‌ی زندگی و فرهنگ محیطی او، آن را انکار می‌کند و درعمل خلاف آن را انجام می‌دهد. مثلاً ضرر کشیدن سیگار چیزی است که فرد در بررسی به آن ‌رسيده است و روی پاكت سیگار هم می‌نویسند که برای بدن مضر است! این ذکر است و القا، تلقین و تقلید نیست ؛ واقعیتی است که انسان می‌پذیرد و عامل بررسی در آن نقش عمده دارد، اما در عمل انسان از آن غافل مي شود!

 

ریشه‌ی عدم حضور قلب، مثل غفلت و حواس پرتی را در امور قبل از نماز باید جستجو کرد. در دعای ابوحمزه می‌خوانيم: «وقتی می‌خواستم نماز بخوانم، خوابم گرفت یا وقتی می‌خواستم با تو مناجات کنم، حواس پرتي بین من و تو حایل گشت» با این بیان، حضرت می‌خواهد به فرد نمازگزار بگوید که آیا این گونه نیستي؟! مثلاً وقتی دکترها مرض را تشخیص می‌دهند، به مریض می‌گویند که مثلاً آب در دهانت خشک نمی‌شود؟ پیش چشمت سیاهی نمی‌رود؟ خیالات بی‌خود نمی‌کنی؟ دکتر می‌خواهد بگوید که من به کارم واردم و درد تو را پیش از آن که بگویی، تشخیص داده ام! به عبارت دیگر من بیمارشناس هستم، به من اعتماد کن و از داروی من استفاده کن تا خوب شوی!

 

این جا هم حضرت همین نقش را دارد. مي گويد من از حال شما خبر دارم و می‌دانم که هر وقت می‌خواهید به نماز بایستید، کسالت و حواس پرتي و …، شما را فرا می‌گیرد. بنابراین دعای فوق به این معنی نیست که امام عليه السلام خوابش می‌برد. نه! ریرا او زینت عبادت کنندگان است.

 

نمازها و عبادت‌های ما معمولاً به همین شکل است و این مشکل بزرگی است که وقتی فرد می‌خواهد با خدای خود نجوا کند، آمادگی این گفتگو و انس را ندارد. حضرت بیماری ها را ریشه یابی می‌کند و می‌گوید که وقتی انسان به دنیا مأنوس شد، از خدا فاصله می‌گیرد و اطاعت از شیطان بر روابط او با خدا تأثیر می‌گذارد. به مضامین زیر که در دعای ابوحمزه‌ی ثمالی آمده توجه کنید:

 

«اَلَّلهُمَّ اِنِّی کُلَّمَا قُلتُ قَد تَهَیَّاتُ وَ تَعَبَّاتُ وَ قُمتُ لِلصَّلَوهِ بَینَ یَدَیکَ وَ نَاجَیتُکَ، اَلقَیتَ عَلَّی نُعَاسَاً اِذَا اَنَا صَلَّیتُ، وَ سَلَبتَنِی مُنَاجَاتِکَ اِذَِا اَنَا نَاجَیتُ، مَالِی کُلَّما قُلتُ قَد صَلُحَت سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِن مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجلِسِی، عَرَضَت لِی بَلِیَّهٌ اَزَالَت قَدَمِی وَ حَالَت بَینِی وَ بَینَ خِدمَتِکَ. سَیِّدِی لَعَلَّکَ عَن بَابِکَ طَرَدتَنِی وَ عَن خِدمَتِکَ نَحَّیتَنِی اَو لَعَلَّکَ رَاَیتَنِی مُستَخفَّاً بِحَقِّکَ فَاَقصَیتَنِی، اَو لَعَلَّکَ رَاَیتَنِی مُعرِضَاً عَنکَ فَقَلَیتَنِی اَو لَعَلَّکَ وَجَدتَنِی فِی مَقَامِ الکَاذِبِینَ فَرَفَضتَنِی، اَو لَعَلَّکَ رَاَیتَنِی غَیرَ شَاکِرٍ لِنَعمَائِکَ فَحَرَمتَنِی اَو لَعَلَّکَ فَقَدتَنِی مِن مَجَالِسِ العُلَمَاءِ فَخَذَلتَنِی اَو لَعَلَّکَ رَاَیتَنِی فِی الغَافِلِینَ فَمِن رَحمَتِکَ آیَستَنِی اَو لَعَلَّکَ رَاَیتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ البَطَّالِینَ فِبیَنِی وَ بَینَهُم خَلَّیتَنِی، اَو لَعَلَّکَ لَم تُحِبَّ اَن تسمَعَ دُعَائِی فَبَاعَدتَنِی... »

 

"خدایا هرگاه که گفتم خود را برای مناجات در حضور تو آماده کرده‌ و به سختی انداخته‌ام، موقعی که نماز می‌خواندم چرت و کسالتی در من به وجود آوردی که موجب شد که حالت مناجات از من گرفته شود. بر من چه رفته است؟ هر گاه که گفتم باطنم اصلاح شده و به مجلس توبه کنندگان راه یافته ام، حادثه‌ای پیش آمد که قدمم را در این راه سست کرد و بین من وخدمت تو قرار گرفت. آقای من! شاید از درِ خانه ات من را رانده‌ای و از خدمتت بازم داشته ای! یا دیده‌ای که حق تو را کوچک شمرده، دورم کرده‌ای! یا شاید دیده‌ای که از تو برگشته‌ام و از من روي گردانده‌ای! یا شاید من را در مقام دروغ گویان یافته‌ای و رانده‌ای! یا شاید من را شاکر نعمت‌هایت ندیدی و محرومم کرده‌ای! یا شاید من را در مجالس علما و دانشمندان نیافته‌‌ای و خوارم کرده‌ای؟ یا شاید من را در گروه غافلین دیده‌ای و از رحمتت نومیدم کرده‌ای! یا شاید من را شیفته‌ی مجالس اهل باطل دیده‌ای و بین من و آن‌ها دوستی انداخته‌ای! یا شاید نمی‌خواهی که دعایم را بشنوي و دورم کرده‌ای....!" این‌ها بیماری‌هایی است که حضرت برمی‌شمارد؛ بیماری‌هایی که موجب غفلت انسان و محرومیت او از ذکر و نعمت های خدا می شود:

 

1. شاکر نبودن

 

2. عدم معاشرت با علما

 

خدای متعال انسان را با معاشرت با علما یاری می‌کند. چون علما به اذن خداوند، روزی رسان انسان‌ها هستند و مجلسشان موجب برکت و نزدیکی به خدای تعالی می‌شود. بنابراین وقتی انسان در مجالس علما حضور نیافت، از رزق و برکت و قرب محروم می‌شود. علما کسانی هستند که حضور در مجلس آن‌ها در بیان اخبار «اَلعَالِمُ مَن یَذکُرُکُمُ اللهُ» است، يعني وقتی نگاهش می‌کنید، به یاد خدا بیافتید.

 

3. معاشرت با غافلین

 

وقتی انسان در میان غافلان قرار بگیرد، از رحمت خدا مأیوس می‌شود. امید به رحمت خدای تعالی مرتبه‌ای از نور و درک و شناخت است که باعث می‌شود انسان خدا را رحیم بداند. گاهی در نتیجه‌ی شدت غفلت، انسان به جایی می‌رسد که نسبت به رحمت خدا مأیوس می‌شود و بی‌اعتقاد می‌گردد.

 

4. همنشینی با اهل باطل

 

وقتی که فرد با اهل باطل الفت پیدا کرد، خداوند به او مهلت می‌دهد تا به جای او با دیگران انس بیشتری بگیرد. به همین دلیل، هنگام برپایی نماز نمی‌تواند با خدا جوش بخورد.

 

5- عدم انس با خدا

 

وقتی که فرد خود را با مسایل دیگر مشغول کند، فرصت دعا پیدا نمی‌کند و خدای متعال هم وضع دنیایی او را به گونه‌ای فراهم می‌کند که نیازی به دعا نداشته باشد، زیرا با دیگران مانوس است و با خدا انسی ندارد.

 

6- جرم و گناه

 

فردی که می‌خواهد در حضور خدا حاضر شود، باید بداند که چه اعمالی انجام داده است؟ آیا ادب و تواضع لازم را دارد که بتواند نتیجه بگیرد؟ این‌ها بیماری‌هایی است که باعث کسالت انسان در حین مناجات می‌شود و او را از قرب باز می‌دارد.

 

7. خيالات و اوهام

 

نماز بیماریا و ضعف انسان را نشان می دهد. مثلاً وقتی که نمازگزار در نماز به «ایاک نعبد و ایاک نستعین» می‌رسد و خدا را حاضر مي يابد و مي گويد تنها تو را مي پرستم و تنها از تو ياري مي جويم، ممکن است در خیالات خود باشد. در این جا به او می‌گویند به جای این که در حضور و به یاد ما باشی، به یاد بازیچه‌های دنیایی!؟

 

8- فقر و غنا

 

گاهی فقر موجب غفلت و گاهی موجب ذکر می‌شود. مثلاً شخصی که مسایل را از دیدگاه توحیدی نمی‌بیند، در این فکر مي رود که خدا به فلانی آن نعمت را داده و به من نداده است، فلانی راحت است و من راحت نیستم؛ این‌ها موجب غفلت فرد می‌شود. اما اگر او بگوید: فقر وغنا از جانب خداست و خدا صلاح من را بهتر مي داند و همین حالا هم می‌توانم از فضل او درخواست كنم، موجب ذکر می‌شود. غنا هم می‌تواند موجب غفلت يا ذکر شود. وقتی که فرد می‌گوید:"الحمدالله این را از خدای متعال گرفتم و او را شکر می‌کنم که من را به خلق محتاج نکرده است!" این حالت شکر و ذکر است. اما وقتی که می‌گوید:"ثروتم از فکر و تلاش خودم بوده است" و یا به وسایلی که از ثروت خویش تهیه كرده سرگرم شود و به محیط اطراف دل ‌ببندد، این حالتِ ناشکری و غفلت است.

 

10- سلامتي

 

سلامتي نیز می‌تواند موجب ذکر یا غفلت شود. آن كه موجب ذکر مي شود، این است که انسان بگوید:"خدا را شکر که سالم هستم، می‌توانم حرف بزنم، بشنوم، ببینم، راه بروم و... " اما آن كه موجب غفلت مي شود این است که فرد بگوید:"این وظیفه‌ی خدا بوده که مرا سالم بیافریند و من این اختیار را دارم که به هر شکلی دوست دارم رفتار کنم: بگویم، بخندم و مسخره کنم حتی اگر معصیت باشد!" اين موجب غفلت و دوري است. در روایت است که رسول اکرم(ص) روزی از موضوعی می‌خندیدند. سؤال کردند آيا نمی‌خواهید بدانید چرا می‌خندم؟ گفتند: بله. پاسخ دادند: از این مي خندم که مي بينم هر چه از جانب خدای متعال به انسان مؤمن برسد، خیر است، حتی اگر زجر دنیا باشد، امّا برای کافر همه چیز زجر است؛ اگر مصیبت به او بدهند، صبر نمی‌کند و اگر هم نعمت بدهند، شکر آن را به جا نمی‌آورد!

 

وضع انسان همین گونه است. مصیبت‌ها و نعمت‌هایی که انسان را می‌سازد، به نحوه‌ی برخورد او با آن‌ها بستگی دارد. اگر مصيبت بر مؤمن وارد مي ‌شود، رنگ محبت، نعمت و رحمت می‌گیرد و اگر بر كافر وارد شود، موجب غفلت او می‌گردد؛ از این نظر، خدای متعال درباره‌ی قرآن می‌گوید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَﺣﻤﺔٌ لِلمُؤمِنِینَ وَ لاَ یَزِيدُ الظَّالِمینَ اِلاَّ خَسَاراً »[1]: قرآن که نعمتی از آن بالاتر نیست، برای مؤمن شفا و رحمت و برای ظالم خسران است. جنبه‌ی خسران و رحمت بودن قرآن به موضع‌گیری انسان در برابر آن مربوط می‌شود.

 


[1] الإسراء : 82

این مطلب را به اشتراک بگذارید :
اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در  فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران

نوع محتوا : مقاله
تعداد کلمات : 1629 کلمه
مولف : محي الدين حائری شیرازی
1394/3/12 ساعت 12:03
کد : 504
دسته : آداب باطنی و حضور قلب در نماز
لینک مطلب
کلمات کلیدی
نماز
عبادت
ذکر
غفلت
حسنات
تهجد
استغفار
نعمت
تکبر
درباره ما
با توجه به نیازهای روزافزونِ ستاد و فعالان ترویج اقامۀ نماز، به محتوای به‌روز و کاربردی، مربّی مختصص و محصولات جذاب و اثرگذار، ضرورتِ وجود مرکز تخصصی در این حوزه نمایان بود؛ به همین دلیل، «مرکز تخصصی نماز» در سال 1389 در دلِ «ستاد اقامۀ نماز» شکل گرفت؛ به‌ویژه با پی‌گیری‌های قائم‌مقام وقتِ حجت الاسلام و المسلمین قرائتی ...
ارتباط با ما
مدیریت مرکز:02537841860
روابط عمومی:02537740732
آموزش:02537733090
تبلیغ و ارتباطات: 02537740930
پژوهش و مطالعات راهبردی: 02537841861
تولید محصولات: 02537841862
آدرس: قم، خیابان شهدا (صفائیه)، کوچۀ 22 (آمار)، ساختمان ستاد اقامۀ نماز، طبقۀ اول.
پیوند ها
x
پیشخوان
ورود به سیستم
لینک های دسترسی:
کتابخانه دیجیتالدانش پژوهانره‌توشه مبلغانقنوت نوجوانآموزش مجازی نمازشبکه مجازی نمازسامانه اعزاممقالات خارجیباشگاه ایده پردازیفراخوان های نماز