
عاطفه، نقش مهمي را در چگونگي يادگيري ما بازي ميكند. دانشآموزان، هنگامي كه اطلاعات را در يك زمينه عاطفي دریافت کنند، آن را بهتر ياد مي گیرند. چرا كه جريان و خط سير عصبي از طريق عواطف افزايش مييابد. در واقع، اگر يك مفهوم در يك زمينه عاطفي و احساسي ياد گرفته شود، دانشآموزان قادرند كه آن مفهوم را به خاطر بسپارند و بهتر هم به خاطر بياورند. عاطفه، توجه را هدايت ميكند و توجه هم، يادگيري و حافظه را. اين روال و مسير که از تربت در فضای عاطفی آغاز شده و به توجه و نهایتآ به یادسپاری ختم می شود، هنري ––– يادگيري و تقويت حافظه) می تواند الگوي مؤثری را براي يادگيري پديد آورد.
تربيت در فضایی عاطفی برانگيختگی عاطفي توجه يادسپاري تقويت حافظه
نظریه های یادگیری ای که منحصرا بر فرایند اطلاعات و پردازش آن تأکید دارند و به توجهات احساسی و عاطفی اهمیتی نمی دهند، نظریه هایی هستند که نمی توانند پیچیدگی فرآیند یادگیری و دریافت انسان را به درستی درک و تبیین کنند. بنابراین مطلب است که مطالعات تجربی خاصی برای این به وجود آمده است که تأثیر متغیرهای عاطفی را بر روی یادگیری و عملکرد بررسی کنند. چنین متغیرهایی عبارتند از باورها درباره خود و برنامه های گوناگون درسی مدرسه، احساسات، خلق و خوها و مکانیزم های کنترل رفتاری. نتایج این مطالعات به آرامی در حال گنجانده شدن در نظریه های یادگیری و آموزش هستند.
حال با ملاحظه این مطلب نقش توجه عاطفی در جذب و علاقمندی دانش آموزان و اقبال آنان به موضوعی چون نماز روشن می شود. هنگامی که پیش زمینه طرح بحث نماز در مدرسه و یا هر محیط آموزشی دیگر یک پیش زمینه عاطفی و همراه با احساس خوشآیند برای فراگیران نباشد، اساساً مکانیزم یادگیری این مقوله و ارتباط گیری با آن در ذهن آنان فعال نمی شود.
این پیش زمینه عاطفی هر چیز خوشایندی می تواند باشد. ممکن است اخلاق شیرین و مهرورزی معلم و مربی باشد، ممکن است فضای پیرامونی و احساس لذت از آن باشد، ممکن است تشویق، انگیزه بخشی و یا هرچیز دیگری که این حس خوب را ایجاد می کند باشد. مهم اصل حضور آن و توجه معلمان و دست اندرکاران محیط تربیتی به آن است.