گفتم: ای بابا! باز هم روزه اي؟ مگه تو چقدر روزه ي قضا داری؟ گفت: اين روزه ها جريمه است نه بدهی.
شیخ مرتضی زاهد سال ها یکی دو ساعت بعد از اذان ظهر به شبستان چهل ستون مسجد جامع بازار تهران می رفت و به اقامه نماز جماعت می پرداخت تا کسانی که از فیض حضور در نماز جماعت محروم گشته اند، بتوانند نمازشان را به جماعت بخوانند.
در حالی که از درد ناله میکرد با همان حال خوابیده شروع کرد به خواندن نماز ظهر. او از شدت درد نماز را بلند میخواند و با آه و ناله نماز را به پایان برد و در حال خواندن نماز عصرش بود که دعوت حق را لبیک گفت و به شهادت رسید.