آنگاه که همهچیز فرو ریخته بود، آنگاه که خیمهها سوخته و عزیزان بر خاک افتاده بودند، زینب کبری(سلاماللهعلیها) ایستاد؛ نه با تکیه بر قدرت ظاهری، که با نیروی عبادت. در روزهایی که جسمها در بند اسارت بود، روح او آزادترین جلوه بندگی خدا را به نمایش گذاشت.
عبادت حضرت زینب(س) عبادتی از سر آرامش و آسودگی نبود؛ عبادتی بود در دل مصیبت، در اوج اندوه و در نهایت تنگنا. نقل کردهاند که این بانوی بزرگ، حتی در مسیر اسارت و در شبهای سخت پس از عاشورا، نماز شب را ترک نکرد؛ هرچند گاه به سبب ضعف جسمانی، آن را نشسته بهجا میآورد. این عبادت، نه عادت، که پناهگاه روحی بود که زیر بار مصیبتها خم نشد (ریاحینالشریعه، ج۳، ص۶۲).
زینب(س) در بند اسارت، بیش از هر زمان دیگر، پیوند خود را با خدا آشکار ساخت. او درد را به سجده برد و رنج را با دعا معنا کرد. شبهایی که کودکان کاروان با شکمهای گرسنه و دلهای هراسان به خواب میرفتند، زینب(س) سهم اندک غذای خود را به آنان میبخشید و با بدنی نحیف، به عبادت میایستاد؛ گویی ستون خیمهای بود که اگر فرو میریخت، کاروان نیز فرو میپاشید.
عبادت حضرت زینب(س) تنها راز خلوت شبانه نبود؛ سرچشمه قدرت روزانه او نیز به شمار میآمد. همان زنی که شبها با اشک و نجوا به درگاه خدا پناه میبرد، روزها با صلابت در برابر طاغوت ایستاد و با خطبههای آتشین خود، کاخ ظلم را به لرزه درآورد. عبادت، به او زبانی بخشید که حقیقت را فریاد بزند و قلبهایی را بیدار کند.
در مکتب زینب(س)، عبادت به معنای کنارهگیری از مسئولیت نیست؛ بلکه نیرویی است برای ایستادن در متن حوادث. سجدههای او، زمینهساز خطبههایش شد و شبزندهداریهایش، پشتوانه رسالت تاریخیاش. از همین روست که عبادت زینبی، عبادتِ مقاومت است؛ بندگیای که انسان را از اسارت دنیا و ستم آزاد میکند، حتی اگر تن در زنجیر باشد.
امروز، یاد عبادت حضرت زینب کبری(س) در روزهای اسارت، پیامی روشن برای همه آزادگان دارد: میتوان در سختترین شرایط، بنده خدا ماند و با تکیه بر او، تاریخ را دگرگون کرد.