
در تحلیل دینی و اجتماعی، میتوان ناآرامیهای خشونتبار و تخریبهای کور را صرفاً یک پدیده سیاسی یا امنیتی ندانست، بلکه آنها را نشانهای از اختلال در نظام اخلاقی و فروپاشی مهارهای درونی انسان نیز تلقی کرد. هنگامی که خشونت، آدمکشی، تخریب اموال عمومی یا تعرض به مقدسات رخ میدهد، این رفتارها تنها یک کنش بیرونی نیستند؛ بلکه تجلی بیرونیِ نوعی بینظمی درونی، فقدان خودمهاری اخلاقی و غلبه هیجانهای کنترلنشده بر عقل و وجداناند. در ادبیات دینی، چنین وضعیتهایی در گستره مفاهیمی مانند «فحشا» و «منکر» قابل تبییناند؛ یعنی رفتارهایی که از حد اعتدال اخلاقی و نظم ارزشی جامعه عبور کرده و پیوند انسان با معیارهای الهی و انسانی را تضعیف میکنند.
تعرض به مکانهای عبادی یا سوزاندن متون مقدس نیز صرفاً یک عمل نمادین ساده نیست، بلکه نشانه گسست از امر قدسی و نفی مرجعیت معنوی در تنظیم رفتار انسانی است. اینگونه کنشها معمولاً زمانی رخ میدهند که انسان یا جامعه، معیارهای متعالیِ معنا، حرمت و مسئولیت را از دست داده یا آنها را بیاثر تلقی کرده است. در چنین شرایطی، بحران فقط بحران نظم اجتماعی نیست؛ بلکه بحران معنا و اخلاق نیز هست.
در این چارچوب، عبادت—و بهطور خاص نماز—تنها یک عمل فردی عبادی نیست، بلکه سازوکاری عمیق برای بازسازی نظم درونی انسان بهشمار میآید. نماز با ایجاد یادآوری مستمر از حضور خداوند، نوعی «نظارت درونی» را فعال میکند که پیش از هر قانون بیرونی، رفتار انسان را مهار میسازد. تکرار منظم آن، ریتمی از انضباط زمانی و تمرکز ذهنی ایجاد میکند؛ خشوع آن، غرور و خودمحوری را تعدیل مینماید؛ و جهتگیری توحیدی آن، انسان را به معیارهای ثابت اخلاقی پیوند میدهد. نتیجه این فرآیند، تقویت خودکنترلی، کاهش تکانههای هیجانی و افزایش مسئولیتپذیری در برابر دیگران است.
از منظر جامعهشناختی نیز، هر اندازه مهارهای درونی افراد قویتر باشد، نیاز به مهارهای بیرونیِ خشن کمتر میشود. نماز با پرورش آرامش روانی، احساس پاسخگویی اخلاقی و پیوند با ارزشهای مشترک، سرمایهای معنوی تولید میکند که میتواند از تبدیل تنشها به خشونت جلوگیری کند. به بیان دیگر، اگر فحشا و منکر را نشانه بینظمی درونی و گسست از معنا بدانیم، نماز تلاشی نظاممند برای بازگرداندن انسان به محور معنا، نظم و مسئولیت است.
بنابراین، علاج ریشهای خشونتهای ویرانگر صرفاً در تدابیر امنیتی خلاصه نمیشود؛ بلکه در بازسازی اخلاق، تقویت مهار درونی و احیای پیوند انسان با امر قدسی نیز جستوجو میشود. نماز، در این نگاه، نه فقط یک عبادت فردی، بلکه تمرینی مداوم برای نظمبخشی به جان انسان و در نتیجه، زمینهسازی برای آرامش و سلامت جامعه است.