
نماز، تنها یک عبادت فردی و روتین نیست؛ بلکه هدفی والاتر از حرکات و کلمات دارد. اصل نماز، پیوند با خداست. انسان وقتی این پیوند را برقرار میکند، چه نتیجهای میگیرد؟ صفات رحمانی و توحیدی در وجودش جلوه میکند.
وقتی در نماز میگوییم «الرَّحمنِ الرَّحیم» و چهار مرتبه از رحمت خدا سخن میگوییم، در حقیقت میخواهیم این صفت در وجودمان جلوه پیدا کند. میخواهیم پیشرفت کنیم و به جایگاهی برسیم که «خدایی شدن» نام دارد. خدایی شدن یعنی دغدغهات، دغدغه توحیدی شود. دغدغه حضرت حق چیست؟ خلق او.
خداوند در هدف خلقت، انسان را برای حرکت و تلاش قرار داده است. وقتی انسان با این نگاه به نماز بنگرد، دغدغه اجتماعی پیدا میکند، اهل حرکت میشود و گام برمیدارد. گامی که زمینههای جامعه توحیدی را فراهم کند. از آن سو، جریان کفر از بین برود، ولایت الهی در عالم جلوه کند و ولایت طاغوت نابود شود.
حضور ما در اجتماع، راهپیماییها و فعالیتهای جمعی، همه نشأتگرفته از پیوند توحیدی ماست. هرچه انس انسان با خدا بیشتر باشد، حضور اجتماعیاش پررنگتر، دغدغه اجتماعیش بیشتر و ظلمستیزیاش قویتر خواهد بود.
برخی نماز میخوانند و یا الله میگویند اما در خود فرو رفتهاند و از همه چیز جدا هستند. اینان مفهوم الله را خوب نفهمیدهاند. الله میگویند اما به هدف نمینگرند.
بیایید «الله اکبر»مان را در همه زندگی جاری کنیم. از ندای «الله اکبر» الگو بگیریم، از وحدانیت خدا درس بیاموزیم، از «قُل هُوَ اللهُ أحَد» مشق بنویسیم و با حضور اجتماعی خود، احدیت خدا را برای جهانیان تبیین کنیم.