
بسیاری از والدین دوست دارند فرزندانشان از دوران کودکی با نماز انس بگیرند و در آینده به افرادی متعهد و اهل عبادت تبدیل شوند. اما تربیت دینی تنها با سفارش و تذکر مداوم محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند روشهای صحیح و مؤثر تربیتی است. یکی از مهمترین این روشها، «الگودهی» است.
کودکان بیش از آنکه به سخنان والدین توجه کنند، رفتار آنان را مشاهده و تقلید میکنند. بنابراین پدر و مادری که میخواهند فرزندشان به نماز علاقهمند شود، ابتدا باید خود الگوی مناسبی در عمل باشند. البته صرف مذهبی بودن والدین کافی نیست. گاهی دیده میشود فرزندانی که در خانوادههای مذهبی رشد کردهاند، در آینده از دین فاصله میگیرند. یکی از دلایل این مسئله آن است که برخی والدین، با وجود پایبندی به عبادات، از اخلاق نیکو، صمیمیت و مهربانی کافی برخوردار نیستند. در چنین شرایطی فرزند بهتدریج از آنان فاصله میگیرد و ممکن است تحت تأثیر الگوهای دیگری قرار گیرد.
برای اینکه والدین بتوانند نقش الگویی مؤثری ایفا کنند، باید در نگاه فرزند محبوب و مورد اعتماد باشند. قرآن کریم نیز میان محبت و اطاعت رابطهای مستقیم برقرار میکند. هنگامی که علاقه و محبت شکل بگیرد، پذیرش سخن و رفتار نیز آسانتر خواهد شد. ازاینرو والدین باید تلاش کنند فضایی سرشار از محبت، احترام و صمیمیت در خانواده ایجاد کنند.
والدین مهرورز و انعطافپذیر، بیش از دیگران در دل فرزندان جای میگیرند. احترام گذاشتن به شخصیت کودک، گوش دادن به سخنان او و پرهیز از تحقیر و مقایسه با دیگران، از عوامل مهم محبوبیت والدین است. همچنین هماهنگی میان گفتار و رفتار اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا کودکان بهسرعت تناقضها را تشخیص میدهند و نسبت به رفتارهای غیرصادقانه واکنش نشان میدهند. تواضع، خوشاخلاقی و پذیرش فرزند آنگونه که هست، زمینه ارتباطی عمیق و سازنده را فراهم میکند.
در مسیر دعوت فرزندان به نماز، علاوه بر الگودهی، باید به علاقهمند کردن آنان نسبت به نماز، آموزش جذاب احکام و معارف دینی، ایجاد عادتهای مطلوب عبادی و شناسایی موانع بیتوجهی به نماز نیز توجه داشت. زمانی که این عوامل در کنار یکدیگر قرار گیرند، زمینه رشد معنوی کودک فراهم میشود و نماز به بخشی شیرین و ماندگار از زندگی او تبدیل خواهد شد.