
انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی(ره)، نهضتی بود که اسلام ناب محمدی(ص) را از حاشیه زندگی اجتماعی به کانون آن بازگرداند. این تحول بنیادین، با تشکیل حکومت دینی، بستر بیسابقهای برای ترویج همه جانبه معارف اسلامی فراهم کرد. در این میان، نماز به عنوان «ستون دین»، جایگاه محوری یافت.
انقلاب اسلامی، نماز را از یک عبادت فردی و منزوی به یک فریضه اجتماعی پویا تبدیل کرد. نگاه جدید، نماز را در متن جامعه قرار داد؛ به گونهای که بروز بیرونی و کارکرد اجتماعی آن پررنگ شد. ترویج فرهنگ نماز، نه یک فضیلت، که یک فریضه برای نظام اسلامی قلمداد گردید.
اقدامات عملی در این مسیر، گسترده و متنوع بود. الگوگیری از سیره عملی مسئولان مکتبی، مانند شهید رجایی با جمله ماندگار «به نماز نگویید کار دارم، به کار بگویید وقت نماز است»، تأثیری ژرف بر جامعه گذاشت. ایجاد نمازخانهها در ادارات، مدارس، دانشگاهها و کارخانهها و اختصاص وقت اداری برای اقامه نماز جماعت، از نخستین گامهای ملموس بود.
آموزش نوین و جذاب نماز، از طریق بازنویسی کتب درسی و تدریس معارف اسلامی در دانشگاهها، نسل جوان را هدف قرار داد. تشکیل نهادهای تخصصی مانند «ستاد اقامه نماز» و «سازمان تبلیغات اسلامی»، تلاشها را نظاممند و مستمر کرد. ساخت مساجد و مصلیهای بزرگ، بستر فیزیکی این حرکت را فراهم ساخت.
اما ترویج نماز، هرگز به معنای دولتی کردن آن نبود. نظام اسلامی بسترسازی کرد، ولی تکلیف آحاد مردم و نخبگان را زنده نگه داشت. امروز، پس از چهار دهه، چالش اصلی، عبور از کمیت و ظاهر به سمت تعمیق، درونیسازی و نهادینه کردن روح نماز در جان جامعه است. انقلاب اسلامی راه را گشود؛ تداوم و تعالی این فرهنگ، نیازمند عزمی همگانی و نگاهی ژرفتر است.