واژه «صلاه» در زبان های سامی

■ واژه «صلاه» در زبان های سامی

واژه «صلاه» در زبان های سامی

تبارشناسی واژه قرآنی «صلاه» - بخش اول
واژه «صلاه» در زبان های سامی
در پژوهش حاضر کوشش شده است، با عنایت به کاربردهای واژه قرآنی «صَلاه» و بررسی دقیق آنها در قرآن مجید و شعر جاهلی، سیر تطوّر معنایی آن در زبان های سامی و از جمله زبان عربی و خاستگاه واژه و ریشه شناسی آن بررسی شود.

چکیده

قرآن ریسمان محکم الهی، وسیله ایمنی بخش و حجت خدا بر مخلوقات است. خداوند پیمان عمل کردن به قرآن را از بندگان خود گرفته است. عمل به دستورات این کتاب مقدّس در سایه فهم معانی آن امکان پذیر است. فهم و دریافت معانی دقیق قرآن مجید مانند هر متن معنادار دیگری در اوّلین گام، خود نیازمند رمزگشایی از واژگانی است که چون حلقه هاییک زنجیر کنار هم قرار می گیرند، تا آن کلام را موجودیّت بخشند.

براین اساس، در پژوهش حاضر کوشش شده است، با عنایت به کاربردهای واژه قرآنی «صَلاه» و بررسی دقیق آنها در قرآن مجید و شعر جاهلی، سیر تطوّر معنایی آن در زبان های سامی و از جمله زبان عربی و خاستگاه واژه و ریشه شناسی آن بررسی شود. علاوه بر این، دیدگاه های تفسیریدر این خصوص نیز بررسی می شود و در پایان با توجه به بررسی های انجام شده، برابرنهاده های این واژه، اعمّ از اینکه ناقص یایییا واوی باشد، در پنج بخش «طلب میل و توجّه»، «حسن ثناء و تمجید»، «عبادت مخصوص نماز»، «اطاعت و پیروی» و «دخول و ملازمت» پیشنهاد می شود. همچنین مفهوم «ملازمت و انعطاف» در تمامی مشتقات این واژه از قبیل «تَصلیَه»یا «إقامَه الصَّلوه» مشترک است.

کلیدواژه ها

قرآن کریم، مفردات قرآن، زبان شناسی، ریشه شناسی، واژه «صَلاه»

مقدمه

با بعثت پیامبر اسلام (ص) و نزول قرآن مجید تمامی آنچه را که انسان ها در امر هدایت بدان نیاز داشتند، از عالم غیب و ملکوت بر عالم ناسوت و زمینیان نازل شد، تا بشریت با پیروی از دستورات قرآن مجید و درک معارف و حقایق والای آن به سعادت و تکامل برسند، ازهمین روی خداوند متعال از انسان ها می خواهد تا در قرآن بیندیشند و در آن تفکّر و تدبّر کنند: «کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» (ص: 29).

امّا فهم و دریافت این صحیفه هدایت به طور قطع لوازمی را می طلبد که بدون در اختیار داشتن آنها هرگز نمی توان در ساحل سعادتش رحل اقامت افکند. یکی از این لوازم درک و دریافت مفاهیم آیات قرآن مجید و معانی واژه های آن با توجه به فرهنگ زمان نزول آیات است. سابقه این امر به عصر رسول گرامی اسلام (ص) باز می گردد؛ زیرا بر طبق آیاتی از قرآن، آن حضرت موظّف بودند تا کلام الهی را برای مردم تبیین کنند و اختلاف و ابهام آنها را برطرف سازند «... وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» (نحل:44)، «وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَه لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» (نحل: 64).

با گسترش اسلام و مسلمان شدن اقوام و ملل دیگر و به دنبال آن ارتباط کلامی بیش از پیش اعراب با مردم تازه مسلمان، تأثیرپذیری زبان عربی از دیگر زبان ها شدت یافت و موجب شد معنای برخی از لغات در نظر آنان غریب و مشکل جلوه کند و خود را نیازمند بررسی و کنکاش بیشتر برای درک صحیح قرآن ببینند. اوّلین فردی که کتابی با عنوان غریبالقرآن تألیف کرد، «ابوسعید ابان بن تغلب» (141ق) از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق (ع) است (طریحی، 1085، ص5). ازسوی دیگر در قرآن کریم به طور طبیعی از واژه های دخیل و کلمات معرّبی استفاده شده که قبل از نزول قرآن و بعضی از آنها به دلیل روابط تجاری، فرهنگی و اجتماعی قوم عرب با سایر اقوام، در میان مردم رایج بوده است.

همچنین در قرآن کریم مطالب فراوانی از اقوام گذشته و امّت های غیرعرب بیان شده است؛ بنابراین از اصطلاحات و اعلام ویژه آنها نیز استفاده شده است. به همین دلیل در نمونه هایی که معنای کلمات معرب یا اصطلاحات مربوط به اقوام و ملل گذشته نامعلوم بوده است و با بررسی مفاهیم آن کلمات در زبان مرجع، مفهوم آنها در عبارات قرآنی روشن می شود. بررسی زبان شناختی چنین واژه هایی ضروری می نماید. در نمونه هایی که واژه معرّب از واژگان شرعی قرآن باشد، ضرورت بررسی دوچندان است؛ زیرا فهم و شناخت دقیق انسان نسبت به مفهوم واقعی آنها موجب تقویت ایمان می شود و درنتیجه عمل بهتر به آن واجب شرعی را به دنبال دارد.

واژه شرعی «صَلاه» و مشتقات آن را گروهی از اهل لغت (فراهیدی، 1409، ج7، ص153؛ ابن سیده، 1421، ج8، ص372؛ ابن درید، 1987، ج1، ص897) ذیل اصل «ص ل و» و گروهی دیگر (ابن فارس، بی تا، ص300 ؛ فیروز آبادی، 1426، ص1303) ذیل اصل «ص ل ی» آورده اند و برخی نیز (ابن منظور، بی تا ج14، ص464؛ راغب، بی تا، ص373) آن را ذیل اصل «صلا» بررسی کرده و به ناقص یایییا واوی بودن آن اشاره ای نکرده اند. «آرتور جفری» (1959م) در کتاب واژه های دخیل در قرآن مجید واژه های «صَلَوات» و «صَلّی» را بررسی کرده است و آنها را عاریتی و دخیل می داند (جفری، 1372ش، ص293).

 «حازم علی کمال الدین» نیز در کتاب معجم مفردات المشترک السّامی فی اللغه العربیّهواژه «صَلاه» و مشتقات آن را بررسی کرده است (کمال الدین، 1429، صص246- 247). مقاله «جستاری در واژگان شرعی قرآن» (1391ش) به قلم جعفر نکونام، واژه های شرعی قرآن را بررسی کرده است و حقیقت شرعی بودن آنها را ردّ می کند. اما تاکنون تحقیق جامع و مستقلی در زمینه وجوه اشتقاق و مفاهیم واقعی واژه «صَلاه» و مشتقات آن و ارتباط معنایی آنها در قرآن مجید صورت نگرفته است.

براین مبنا در پژوهش حاضر کوشش شده است، با بررسی دقیق واژه شرعی «صَلاه» و مشتقّات آن در قرآن مجید و شعر جاهلی از دید ریشه شناسی و سیر تحوّل معنایی آن پاسخی برای پرسش های زیریافته شود:

1 ـ ریشه و خاستگاه واژه «صَلاه» چیست؟

2 ـ وجوه اشتقاق این واژه کدامند؟

3 ـ ارتباط معنایی بین وجوه اشتقاق واژه مذکور چیست؟

4 ـ مفاهیم واقعی واژه «صَلاه» و مشتقات آن و ارتباط معنایی آنها در قرآن مجید کدامند؟

1. کاربرد قرآنی واژه صلاه

واژه صلاه و دیگر مشتقات آن نظیر (صَلِّ ـ یُصَلّون ـ صَلَوات ـ مُصَلّین ـ مُصَلّی)، بیش از 99 بار درآیات قرآن به کار رفته است و اگر واژه هایی مثل (تَصلی ـ اِصلَوها ـ نُصلِهِ ـ صالوا ـ صِلیّاً ـ صَلّوه ُـ أُصلیهِ ـ تَصلیَه ـ صالِ ـ تَصطَلونَ) نیز از مشتقات واژه «صلاه» در نظر گرفته شود، تعداد آنها در قرآن کریم به بیش از 124 بار می رسد.

جستجو در منابع لغوی ما را به این حقیقت سوق می دهد که این واژه در اصل بر مفهوم «دعا» یعنی «طلب، میل وتوجه» دلالت دارد (زبیدی،1422، ص437). برای مثال «فیروزآبادی» در این زمینه می گوید: «الصَّلاه الدُّعاءُ» (فیروزآبادی، 1426، ص1304).

در این مقاله با جستجوی مفاهیم اولیه و سپس تطور معنایی واژه «صلوه» و بررسی مشتقات آن، سعی  شده است، مفاهیم واقعی کاربرد واژه در قرآن کریم و ارتباط معنایی آنها استخراج شود.

2. ریشه شناسی واژه «صَلاه»

کاربرد واژه ها در معانی حقیقییا مجازی زمان خود از ویژگی هایی است که هر گوینده در کلام خویش به آن اهتمام دارد و نکته توجّه برانگیز در این زمینه آن است که در بررسی معنای حقیقییا مجازییک لفظ یا ترکیب باید حوزه هر اصطلاح مشخص باشد؛ چراکه گاهییک لفظ یا اصطلاح در یک حوزه، حقیقت و در حوزه دیگر مجاز است. این حقیقت در رابطه با درک و فهم واژگان قرآن کریم از اهمیت دوچندانی برخوردار است؛ زیرا قرآن کریم به زبان عصر نزول سخن گفته «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ...» (ابراهیم:4) و واژگان را در معانی رایج آن زمان به کار برده است. در اینجا تطور معنایی واژه «صلاه» در زبان های سامی و از جمله زبان عربی و سپس ریشه و خاستگاه این واژه بررسی شده است.

2ـ1. واژه «صلاه» درقاموس های عربی

ازمیان معانی ذکرشده در کتاب العین(نزدیک ترین قاموس عربی به زمان نزول قرآن)، معنای «دعا» مفهوم غالبی است که برای این واژه ذکر شده است. خلیل در این خصوص می گوید: «صَلَواتُ الرَّسولِ لِلمُسلِمینَ: دُعاؤُهُ لَهُم وَذِکرُهُم ... وَصَلاه النّاسِ عَلَی المَیِّتِ، الدُّعاءُ» (فراهیدی، 1409، ج7، ص154).

روایات و شواهد شعری مختلفی که کتب لغت برای این واژه ذکر کرده اند، نظر خلیل را تأیید می کند؛ چنانچه در این بیت شعر از «أعشی» ملاحظه می شود:

«تَقولُ بِنتی وَقَد قَرَّبتُ مُرتَحَلاً
یارَبِّ جَنِّب أَبی الأَوصابَ وَالوَجَعا
عَلَیکِ مِثلُ الَّذی صَلَّیتِ فَاغتَمِضی
نَوماً فَإنَّ لِجَنبِ المَرءِ مُضطَجَع»

(أعشی، 1950، ص101)

عبارت «عَلَیکِ مِثلُ الَّذی صَلَّیتِ»یعنی همانند آنچه که برای من خواستی و دعا کردی، از خیر و خوبی به تو برسد.

وی همچنین در وصف شراب می گوید:

«وَقابَلَها الرّیحُ فِی دَنِّها
وَصَلَّی عَلَی دَنِّها وَارتَسَم»

(أعشی، 1950، ص35)

یعنی برای آن دعا کرد که ترش و خراب و فاسد نشود.

اکثر کتب لغت از این حدیث نیز در تأیید مفهوم «دعا» مدد جسته اند؛ قال رسول الله (ص): «إذا دُعِی أَحَدُکُم إِلَی الطَّعامِ فَلیُجِب، فَإِن کانَ مُفطِراً فَلیَأکُل، وَإِن کانَ صائِماً فَلیُصَلِّ».

«وقتییکی از شما به مهمانی دعوت شد، باید اجابت شود (و برود)، اگر روزه نبود باید بخورد و اگر روزه دار بود پس باید دعا کند»؛ یعنی برای میزبان دعا کند و خیر و برکت طلب کند.

بررسی اشعار جاهلی نشان می دهد که کاربرد مشتقات «صلاه» در معانی دیگر نیز رایج بوده است. «أعشی» ممدوح خود، قیس بن معدی کرب را در تقوای الهی از راهبان معتکف در عبادتگاه برتر می داند و می گوید:

«وَمَا أَیبُلِیُّ عَلی هَیکَلٍ
 بَناهُ وَصَلَّبَ فیهِ وَصارا
یُراوِحُ مِن صَلَواتِ المَلیـــکِ
طَوراً سُجوداً وَطَوراً جُؤاراً»

(أعشی، 1950، ص53).

«(قیس) راهب معتکف در جایگاهی که خود آن را بنا کرده و صلیبی در آن قرار داده نیست که پیوسته برای پرستش و عبادت فرمانروا، گاهی سجده و گاهی با دعا به درگاه او تضرّع کند».

در این بیت عبارت «صَلَواتِ المَلیکِ» به معنای «پرستش و عبادت مالک» به  کار رفته است.

وی همچنین فعل «صَلّی عَلی» را به معنای «أثنی عَلی وَبارَکَ» به  کار برده است، آنجا که در وصف شراب می گوید:

«لَها حارِسٌ ما یَبرَحُ الدَّهرَ بَیتها
إذا ذُبِحَت صَلّی عَلیها وَزَمزَما»

(أعشی، 1950، ص293).

«بادهنوش همانند نگهبانی که حریص بر نگهداری از گنج خود است، مراقبت می کند که چیزی با شراب آمیخته نشود و وقتی که در خم برداشته می شود و شراب از آن جاری می شود، پیوسته و آهسته زیر لب آن را می ستاید و تقدیس می کند».

«أعشی» در قصیده  ای دیگر که در مدح پیامبر(ص) سروده است، به وصایای آن حضرت اشاره می کند و می گوید:

«وَصَلِّ عَلی حینِ العَشِیّاتِ وَالضُّحی
وَلا تَحمَد الشَّیطانَ وَاللهَ فَاحمَدا»

(أعشی، 1950، ص137).

«شب و روز تسبیح کن و شیطان را ستایش نکن و خداوند را ستایش کن».

در این بیت «صَلِّ عَلی» به معنای «سَبِّح» آمده است که به آیه «...وَاذْکُر رَّبَّکَ کَثِیرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالإِبْکَارِ» (آل عمران: 41) اشاره دارد.

برای دریافت معنایی جامع و کامل از واژه «صلاه»، معانی بهکاررفته در کتب لغت (العین، تهذیب، مقاییس، قاموس، تاج ، لسان) بررسی می شود:

گروهی از اهل لغت معنای «دعا و طلب خیرکردن» را برای این واژه ذکر کرده اند، مانند: «الصّلاه وَهِیَ الدُّعاء» (ابن فارس، بی تا، ج3، ص300)، «الصَّلاه الدُّعاءُ» (فیروزآبادی، 1426، ص1304). این معنا شامل دعای پیامبر در حقّ مسلمانان و دعای مسلمانان در حقّ یکدیگر می شود: «صَلَواتُ الرَّسولِ لِلمُسلِمینَ: دُعاؤُهُ لَهُم وَذِکرُهُم ... وَصَلاه النّاسِ عَلَی المَیِّتِ، الدُّعاءُ» (فراهیدی، 1409، ج7، ص154). ابن منظور نیز معنای «دعا و طلب استغفار» را برای این واژه ذکر می کند و می گوید: «الصَّلاه الدُّعاءُ وَالاستِغفارُ» (ابن منظور، بی تا، ج14، ص464).

از دیگر معانی توجّه برانگیز اهل لغت برای این واژه مفهوم «تمجید و حسن ثناء» است. بدین معنا که هرگاه واژه «صلاه» در ارتباط با خدا نسبت به پیامبر اکرم (ص) به کار رفته باشد، بر تمجید و حسن ثناء خداوند نسبت به ایشان دلالت دارد. «خلیل» در بیان این معنا می گوید: «وَصَلَواتُ اللهِ عَلَی انبِیائِهِ وَالصّالِحینَ مِن خَلقِهِ، حُسنُ ثَنائِهِ عَلَیهِم وَحُسنُ ذِکرِهِ لَهُم» (فراهیدی، 1409، ج7، ص154). ابن منظور و فیروزآبادی نیز با عبارت های «صَلاه اللهِ عَلَی رَسولِهِ، رَحمَتُهُ لَهُ وَحُسنُ ثَنائِهِ عَلَیهِ» (ابن منظور، بی تا، ج14، ص464) و «حُسنُ الثَّناءِ مِن اللهِ عَزَّ وَجَلَّ عَلَی رَسولِهِ (ص)» (فیروزآبادی، 1426، ص1304) به این مفهوم اشاره کرده اند.

گاهی نیز منظور از واژه «صلاه» درود خداوند نسبت به انسان های شکیبا و بردبار در سختی هاست که در این صورت به معنای «رحمت» است و بر نوعی توجّه و اهمیت دادن دلالت می کند: «فَأَمّا الصَّلاه مِن اللهِ تَعالی فَالرَّحمَه» (ابن فارس، بی تا، ج3، ص300)، «الصَّلاه... مِن اللهِ رَحمَه» (ابن منظور، بی تا، ج14، ص464). فراهیدی درود خداوند بر بندگان صالح خود را همان «آمرزش» آنها می داند و می گوید: «وَصَلَواتُ اللهِ عَلَی الصّالِحینَ مِن خَلقِهِ ... مَغفِرَتُهُ لَهُم» (فراهیدی، 1409، ج7، ص154).

این واژه در خصوص فرشتگان نیز به  کار می رود که در این صورت به معنای «استغفار» است «وَصَلاه المَلائِکَه الاستِغفارُ» (فراهیدی، 1409، ج7، ص154)، «الصَّلاه مِن المَلائِکَه دُعاءٌ وَاستِغفارٌ» (ابن منظور، بی تا، ج14، ص464)؛ زیرا فرشتگان با این کار برای انسان ها طلب آمرزش می کنند.

از دیگر مفاهیم ذکرشده در کتب لغت عبارت است از: «نماز و عبادتی که در شرع آمده و در آن رکوع و سجود است». ابن فارس این معنا را بدین گونهبیان می کند: «الصَّلاه هِیَ الَّتی جاءَ بِها الشَّرعُ مِن الرُّکوعِ وَالسُّجودِ وَسائِرِ حُدودِ الصَّلاه» (ابن فارس، بی تا ، ج3، ص300). اهل لغت اصل این معنا را «دَعا» دانسته اند: «عِبادَه فیها رُکوعٌ وَسُجودٌ ... وَصَلَّی صَلاه، دَعا» (فیروزآبادی، 1426، ص1304) و وجه تسمیه آن را از باب نامگذاری کل به جزء می دانند: «الصَّلاه الرُّکوعُ وَالسُّجودُ... وَ بِهِ سُمّیَت الصّلاه لِما فیها مِن الدُّعاءِ وَالاستِغفارِ» (ابن منظور، بی تا، ج14، ص464).

زبیدی در کتاب «تاج العروس» وجوه اشتقاق واژه «صلاه» را از دیدگاه دو گروه بررسی می کند:

الف) گروهی از اهل لغت این واژه را ناقص «واوی» دانسته اند و در وجوه اشتقاق آن نظرات متفاوتی را بیان می کنند:

1-   مشتق از «صَلّی» و اسمی است که در جایگاه مصدر قرار گرفته و در این صورت به معنای «دَعا» است. اولین بار جوهری این وجه را ذکر کرده است.

2-   در اصل به معنای تعظیم است و به خاطر تعظیمکردن برای خداوند، نماز به این نام خوانده شده، ابن اثیر در «النهایه» به این وجه اشاره کرده است.

3-   مشتق از « صَلَوَین» است و در تعریف آن گفته  شده است: «هُما مُکتَنِفا ذَنَبِ الفَرَسِ وَغَیرِهِ مِمَّا یَجرِی مَجری ذَلِکَ». وجه اشتقاق آن به این دلیل است که حرکت پشت اولین چیزی است که در اعمال نماز ظاهر می شود. ابوعلی و ابن جنی به این وجه اشاره کرده اند.

ب) گروهی دیگر از اهل لغت این واژه را ناقص «یایی» دانسته اند که آرای آنان نیز در وجوه اشتقاق آن متفاوت است:

1- زجاج آن را مشتق از «صَلِیَ»یعنی لزوم و واجب بودن می داند و می گوید: «إِنَّ الاصلَ فی الصَّلاه اللُّزومُ... وَهِیَ مِن أَعظَمِ الفَرضِ الَّذی أُمِرَ بِلُزومِهِ».

2- ابن فارس این واژه را مشتق از «صَلَّیتُ العودَ بِالنّارِ» می داند که به معنای «نرم و درنتیجه راست کردن چوب با آتش» است؛ زیرا نمازگزار با خشوع نرم می شود.

3- راغب نیز آن را مشتق از «الصِّلَی» و به معنای «صَلَّی الرَّجُلُ» می داند؛یعنی «الصِّلَی» که همان آتش برافروخته خداوند است، «نارُ اللهِ الموقَدَه» را با این عبادت از خود دور کرد (زبیدی، 1422، صص441ـ 442).

2ـ2. واژه «صلاه» در زبانهای سامی از دیدگاه زبان شناسان مسلمان

واژه(«صَلّی»salla) در آرامی عهد قدیم به صورت (sla ) و در سریانی به شکل (salli) و در حبشی به شکل  (salaya)  به کار رفته است. همچنین واژه «صلاه» (salah) در حبشی به شکل (salot) و در سریانی به شکل (sluta) به کار رفته است (کمال الدین، 1429، ص247).

اهل لغت به صراحت می گویند: که «صَلوتا» عبری بوده و در اصل کنیسه هاییهود است و متناسب با عبادت «صلاه» است که در آنجا انجام می شود. زبیدی در این خصوص می گوید: «الصَّلَواتُ کَنائسُ الیَهودِ...سُمّیَت بِذلِکَ لِکَونِها مَواضِعَ عِبادَتِهِم» (زبیدی، 1422، ص440). در «العین» آمده: «صَّلَواتُ الیَهودِ کَنائِسُهُم واحِدُها صَلوه أَو صَلوتا» (فراهیدی، 1409، ج7، ص154). فیروزآبادی نیز به این حقیقت اشاره می کند، آنجا که می گوید: «الصَّلَواتُ کَنائِسُ الیَهودِوَأَصلُهُ بِالعِبرانیَّه صَلوتا» (فیروزآبادی، 1426، ص1304).

این ماده در عربی کامل شده و دربارۀ عبادت مخصوص به کار رفته است. واژه «صلی» از سریانی و آرامی گرفته شده و به معنای عبادت مخصوص است که به آن در عربی «صلاه» گفته می شود؛ ولی تنها اصل مستقل در عربی در زمینه این ماده، همان ستایش و تمجید زیبای مطلق است که شامل درود و غیره می شود (مصطفوی، 1368، ج6، صص272 ـ 273).

2ـ3. واژه «صلاه» در زبان های سامی از دیدگاه مستشرقان

«اشپرنگر» (Sprenger خاورشناس و ایران شناس اتریشی 1813ـ1893م)، معتقد است که فعل «صَلَّی» از روی «صَلاه» ساخته شده است که معنای اصلی آن بریان کردن، برشتن وسرخ کردن است. وی واژه «صَلّی» را واژه ای دخیل می داند (جفری، 1372، ص294).

«نولدکه» (Noldeke خاورشناس آلمانی 1836ـ1930م)، احتمال می دهد که واژه «صَلاه» از یک منبع آرامی گرفته شده باشد. وی این واژه را یک واژه قدیمی قرضی می داند که شعرای قدیم عرب آن را به کار برده اند و در دوره پیش از اسلام واژه ای کاملاً آشنا بوده است. البته اصل واژه چنانکه عموم دانشمندان اذعان  دارند از « » (salota) است؛ زیرا واژه حبشی « » (salot) نیز از همان منبع گرفته شده است. «جفری» می گوید: «ممکن است واژه از آرامی اخذ شده باشد؛ اما احتمال سریانی بودن منشأ آن بیشتر است» (جفری، 1372، ص294).

مورخ «ونسنیک» ((Vensinckیادآور شده که عبارت متداول «اقام الصلوه» یک عبارت صحیح و سلیس سریانی است.  «روسینی گلوساریوم» (Rossini Glossarium) نیز معتقد است که ماده « » (salo) به معنای نماز و دعا (preces) در سنگ نبشته های عربستان جنوبی آمده است (جفری، 1372، ص294).

مفسران دربارۀ معنای واژه «صَلَوات» اتفاق نظر ندارند. برخی آن را جمع «صَلاه» و به معنای عبادت مخصوص می دانند. طبرسی در این خصوص می گوید: «صَلَوات وصُلُوات فَیُمکِن أَن یَکونَ جَمع صَلاه وَإِن کانَت غَیر مستعمله، فیکون مثل حجره وحُجُرات وحَجَرات» (طبرسی، 1403، ج7، ص153). علّامه طباطبایی نیز به این نکته اشاره می کند و می گوید: «الصَّلَواتُ جَمعُ صَلاه وهِیَ مُصَلَّى الیَهودِ، سَمَّی بِها تَسمِیَه لِلمَحَلِّ بِاسمِ الحالِّ» (طباطبایی، 1397، ج14، ص385). مجاهد نیز در تفسیر خود «صلوات» را مشترک بین اهل کتاب و مسلمانان می داند و می گوید: «الصَّلَواتُ وَالمَساجِدُ لِأَهلِ الکِتابِ وَأَهلِ الإِسلامِ» (مجاهد، 1410، ص482).

 برخی دیگر نیز واژه «صَلَوات» را اسم مکان و به معنای کنیسهیهودیان می دانند، مانند قول زمخشری: «وسُمِّیَت الکَنیسَه «صلاه» لِأَنَّهُ یُصَلّى فیها وقیل: هِیَ کَلِمَه مُعرّبه، أَصلُها بِالعِبرانیَّه: صَلوثا» (زمخشری، 1430، ص697)، بیضاوی و نسفی: «الصَّلَواتُ کَنائِسُ الیَهودِ، سُمِّیَت بِها لِأَنَّها یُصَلّى فیها، وَقیلَ أَصلُها صَلوتا بِالعِبرانیَّه فَعُرِّبَت» (بیضاوی، 1416، ج4، ص129؛ نسفی، بی تا،ج2، ص311). در کتب تفسیر به این معنا از قول «قتاده» نیز اشاره شده است (طبرسی، 1403، ج7، ص157؛ سیوطی، بی تا، ج6، ص60).

ولی به طور کلی مفسّران به این نکته اذعان دارند که مقصود از «صلوات» کنشت (کنیسه) یهودیان است و اغلب معتقدند که واژه از عبری قرض گرفته شده است. در آیه 40 سوره حج نیز واژه «صَلَوات» به این معنا آمده است. «جفری» این واژه را عاریتی و دخیل می داند و معتقد است که اندیشه عبریبودن این واژه از این مفهوم که معنای آن کنشت است، حاصل شده است و می توان آن را از واژه آرامی « » (salota) به معنای دعا و نماز مشتق دانست؛ ولی نظریه سریانی بودن آن احتمال صحت بیشتری دارد؛ زیرا با آنکه واژه سریانی « »  (slusa)به معنی نماز و دعاست؛ ولی واژه پرکاربرد « » (massalosa)به معنای پرستشگاه و عبادتگاه است.

واژه « »(salot)  به معنای نمازخانه و عبادتگاه در یک سنگ نبشته عربستان جنوبی آمده است؛ بنابراین ممکن است واژه نخست به زبان عربستان جنوبی راه یافته و سپس از آنجا وارد زبان عربی شمالی شده باشد (جفری، 1372، ص294).

مراجع

قرآن کریم.
ابن جبر، مجاهد (1410ق)، تفسیر مجاهد، تحقیق: محمد بن عبدالسلام، بیروت: دارالفکر الاسلامی الحدیثه.
ابن درید، محمدبن حسن (1978م)، جمهره اللغه، تحقیق: رمزی منیر بعلبکی، بیروت: دارالعلم للملایین.
ابن سیده، علی بن اسماعیل (1421ق)، المحکم و المحیط الاعظم، تحقیق: عبدالحمید هنداوی، بیروت: دارالکتب العلمیه.
ابن فارس، احمد (بی تا)، مقاییس اللغه، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، بیروت: دارالفکر.
ابن منظور، محمد بن مکرم (بی تا)، لسان العرب، بیروت: دار صادر.
ابوحیان الاندلسی، محمدبن یوسف (١٤١٣ق)، تفسیرالبحرالمحیط، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت: دارالکتب العلمیه.
اعشی، میمون بن قیس (1950م)، دیوان الاعشی الکبیر، تحقیق: محمد حسین،بی جا: مکتبه الآداب.
بروجردی، حسین (بی تا)، تقریر بحث سیدنا الاستاذ السیدحسین الطباطبایی فی القبله...، قم: موسسه النشرالاسلامی.
بیضاوی، عبدالله بن عمر (1416ق)،  انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت: دارالفکر.
جفری، آرتور (1372ش)، واژه های دخیل در قرآن مجید، ترجمه  فریدون بدره ای،تهران: انتشارات توس.
حرّعاملی، محمد (بی تا)، وسائل الشیعه، قم: موسسه آل البیت.
رازی، فخرالدین محمد بن عمر (1402ق)، التفسیر الکبیر، بیروت: دار احیاء التراث العربی، الطبعه الثالثه.
راغب، حسین بن محمد (بی تا)، المفردات فی غریب القرآن، دون مکان: مکتبه نزار مصطفی الباز.
رشید رضا، محمد (1947م)، تفسیر المنار، قاهره: دارالمنار، الطبعه الثالثه.
زبیدی، مرتضی (1422ق)، تاج العروس من جواهر القاموس، تحقیق: عبدالصبورشاهین، کویت: التراث العربی.
زمخشری، جارالله محمود بن عمر (١٤٣٠ق)، تفسیرالکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التاویل، بیروت: دارالمعرفه، الطبعه الثالثه.
سیوطی، جلال الدین (بی تا)، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، قم: منشورات مکتبه آیه الله المرعشی.
طباطبایی، محمد حسین (1397ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه، الطبعه الثالثه.
طبرسی، فضل بن حسن (1403ق)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، قم: منشورات مکتبه آیه الله المرعشی.
طبری، ابوجعفر (1374ق)، جامع البیان فی تفسیرالقرآن، تحقیق: احمد محمد شاکر، قاهره.
طریحی، فخرالدین (1085ق)، تفسیر غریب القرآن، قم: منشورات زاهدی.
فراهیدی، خلیل بن احمد (1409ق)، العین، قم: مؤسسه دارالهجره، الطبعه الثانیه.
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب (1426ق)،القاموس المحیط، بیروت: مؤسسه الرساله، الطبعه الثامنه.
کلینی، محمدبن یعقوب (بی تا)، الکافی، قم: مؤسسه دارالحدیث.
کمال الدین، حازم علی (1429ق)، معجم مفردات المشترک السامی فی اللغه العربیه، قاهره: مکتبه الآداب.
مصطفوی، حسن (1368ش)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
نسفی، عبدالله بن احمد (بی تا)، مدارک التنزیل وحقایق التاویل، بیروت: دارالنفایس.

نکونام، جعفر (1391ش)، «جستاری در واژگان شرعی قرآن»، فصلنامه کتاب قیم، دوره دوم، شماره پنجم.

نویسندگان:

وصال میمندی: دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشکده زبان های خارجی دانشگاه یزد، یزد، ایران

 شکوفه شریفی فر: دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عرب دانشکده زبان های خارجی دانشگاه یزد، یزد، ایران

فصلنامه پژوهشهای زبان شناختی قرآن بهار و تابستان 1396.

این مطلب را به اشتراک بگذارید :
اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در  فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران

نوع محتوا : مقاله
تعداد کلمات : 3904 کلمه
1397/3/22 ساعت 13:25
کد : 2212
دسته : مقالاتِ پژوهشی نماز,معنا شناسی نماز
لینک مطلب
کلمات کلیدی
واژه «صلاه» در زبان های سامی
صلاه در قرآن
واژه صلاه
مشتقات واژه صلاه
نماز
قنوت
namaz
qunoot
درباره ما
با توجه به نیازهای روزافزونِ ستاد و فعالان ترویج اقامۀ نماز، به محتوای به‌روز و کاربردی، مربّی مختصص و محصولات جذاب و اثرگذار، ضرورتِ وجود مرکز تخصصی در این حوزه نمایان بود؛ به همین دلیل، «مرکز تخصصی نماز» در سال 1389 در دلِ «ستاد اقامۀ نماز» شکل گرفت؛ به‌ویژه با پی‌گیری‌های قائم‌مقام وقتِ حجت الاسلام و المسلمین قرائتی ...
ارتباط با ما
مدیریت مرکز:02537841860
روابط عمومی:02537740732
آموزش:02537733090
تبلیغ و ارتباطات: 02537740930
پژوهش و مطالعات راهبردی: 02537841861
تولید محصولات: 02537841862
آدرس: قم، خیابان شهدا (صفائیه)، کوچۀ 22 (آمار)، ساختمان ستاد اقامۀ نماز، طبقۀ اول.
پیوند ها
x
پیشخوان
ورود به سیستم
لینک های دسترسی:
کتابخانه دیجیتالدانش پژوهانره‌توشه مبلغانسایت نوجوانآموزش مجازی نمازشبکه مجازی نمازسامانه اعزاممقالات خارجیباشگاه ایده پردازیفراخوان های نماز