نقش اراده در کمال

■ نقش اراده در کمال

نقش اراده در کمال

 رابطة اراده و کمال

اراده بهترین توشه برای سیر و سلوک معرفی شده است؛ چرا که حضور آن در تمام مراحل کمال الزامی است. از همان مرحلة اول که انتخاب مسیر کمال است، اراده نقش اساسی را ایفا می کند؛ زیرا انتخاب این طریق در گرو حریت و کمال نفس است و کمال نفس نیز در گرو عزم و ارادة انسان است. (1 )

پس از تصمیم بر خودسازی دو راه پیش رو داریم: یکی راه پیشگیری و دیگری تمرین کارهای شایسته و دوری از کارهای ناشایست است و در هر دو این راه ها اراده حضور تام دارد. در مورد راه اول لازم است که انسان از ابتدا با اراده جلو رود، تا بتواند از بروز گناه جلوگیری کند و در مراحل بعد آسان تر پیش رود. امام علی(ع) در این مورد می فرمایند: بر هوای نفس خود غلبه کن، قبل از آن که نیرومند گردد؛ زیرا اگر هوای نفس قوی شد، تو را مسخر خود می سازد و به هر طرف که خواست، می کشد و در آن صورت نمی توانی در برابرش مقاومت کنی. (2 )

در مورد راه دوم نیز نقش اراده، عادت دادن نفس به کارهای شایسته و قدرت دادن نفس برای مقابله با اعمال ناشایست است. امام علی(ع) می فرماید: إذا هبت من أمر فقع فیه(3 )؛ هنگامی که از چیزی ترسیدی خود را در معرض آن قرار بده و در روایت دیگر فرمود: نفس خود را بر فضایل اخلاقی و کارهای خوب وادار کن.(4 ) این حدیث رابطة اراده و عمل را روشن می کند. در مقام عمل آنچه باعث قدرت عمل می شود، اراده است. گفته شده که عمل فرزند اراده است و تقویت اراده، تقویت عمل است. (5 )

نقش کلی اراده در سیر و سلوک صرف نظر از مراحل آن سرعت بخشیدن به رشد معنوی است. کسی که ارادة قوی داشته باشد، می تواند در یک آن از هرچه صفت رذیله است، بگذرد و فضایل اخلاقی را کسب کند. ( 6)

گفتیم انسان به حکم فطرت و به مقتضای عقل خواهان کمال است. این خواهان بودن همان میل است. یعنی کمال جویی یک میل است که در انسان وجود دارد. همچنین گفتیم در انسان میل ها و کشش ها و جاذبه هایی وجود دارد که منشأ پیدایش اراده و حرکت ارادی می شود. با این توضیحات مشخص شد که حس کمال جویی، یک میل طبیعی و فطری در انسان است که عقل نیز آن را تصدیق می کند و این میل منشأ پیدایش اراده می گردد و هر چه این میل قوی تر باشد، به دنبال آن اراده نیز تقویت می شود.

رابطة اراده و خودشناسی

بزرگ ترین هدف انسان کمال است. بنابراین برای رسیدن به این هدف نیز شکوفایی اراده ضروری است. اما برخی وجود اراده را در خود انکار می کنند و این کمبود را بهانه ای برای عدم دستیابی به کمال قرار می دهند. این اشتباه ناشی از عدم خودشناسی است. در واقع کسی می تواند، از قدرت عجیب و شگفت انگیز روحی خود استفاده کند که از وجود آن آگاهی داشته باشد و درصدد بیدار ساختن و بهره مند شدن از این قدرت باشد. ( 7) هر کس درون خود استعداد فوق العاده ای دارد که به یاری آن می تواند، پیش برود و ترقی کند تا جایی که خود نیز از توانایی خویش به شگفت آید. توماس ادیسون گفته است: اگر ما تمام کارهایی را که توانایی انجام آن را داریم به انجام برسانیم، سخت شگفت زده خواهیم شد.(8 )

انسان با رجوع به خود در می یابد که می تواند بر خود مسلط شود و اندیشه و انگیزه و عمل خود را به سوی خیر اخلاقی هدایت کند. او همة این توانایی ها را آگاهانه به کار می گیرد و اعمال ارادی را برای رسیدن به اهدافی مشخص اختیار می کند و انجام می دهد. میل انسان به عملی کردن آنچه اراده کرده است، یک میل فطری ولی مسبوق به آگاهی از اراده و اختیار خویش است. پس دلیلی ندارد که کسی از ضعف اراده دم بزند. اگر انسان کمی دربارة خود کاوش کند، می یابد که خداوند جزئی از عظمت خود را در وجود آدمی به ودیعه نهاده است. انسان هر قدر ضعیف باشد، باز دارای نشانه ای از وجود خداوند است و در مقابله با مصایب قدرتی فوق العاده می یابد. (9 )

پس باید بگوییم همة انسان ها از نیروی اراده برخوردارند و کسانی که ادعا می کنند اراده ای ضعیف دارند، باید علت ضعف ارادة خود را جستجو کنند. این افراد سعی نمی کنند خود را بشناسند و بر نیروی درونی خود آگاهی یابند. (10 )

امام علی(ع) می فرمایند: من عرف نفسه تجرّد؛ هر که معرفت نفس پیدا کرد، مجرد شد(11 ). در شرح این سخن گفته شده: وقتی انسان به نیازهای نفس آگاهی کاملی پیدا کند و به صورت صحیح به آن ها رسیدگی کند، در این جا بدن حالت تجرد پیدا می کند و به طور کامل تحت اختیار نفس قرار می گیرد. پس کسی که معرفت نفس پیدا کند، مجرد می شود؛ یعنی در حقیقت دیگر نظام طبیعی بر او مسلط نیست. (12 )

رابطة اراده با جهاد نفس

کنترل نفس در یک دسته بندی کلی یکی از دو راه را دارد: اول این که انسان برای حفظ خود در برابر گناه گوشه نشینی اختیار کند و از اجتماع دوری کند که به طور معمول این روش توصیه نمی شود؛ چرا که باعث شکوفایی قدرت انسان نمی شود. اما راه دوم این است که در انسان اراده ای قوی پدید بیاید که هنگام رویارویی با عوامل گناه، او را حفظ کند. (13 ) این روش صحیح و معتبر برای جهاد با نفس است و همان طور که می بینیم، اراده نقش اصلی را در این راه ایفا می کند.

همان طور که توضیح دادیم جهاد با نفس، نزاع بین عقل و نفس است. اما نکته ای که در این جا باید مورد توجه قرار گیرد، این است که عامل پیروزی عقل در این جهاد، اراده است و تا هنگامی که اراده نباشد، پیروزی در این جهاد میسر نمی شود؛ زیرا همان گونه که بیان کردیم این جهادی است، بزرگ و دشوار که نیاز به نیرویی بزرگ دارد.

یکی دیگر از مواردی که به آن اشاره کردیم، ایجاد ملکة تقوا در اثر جهاد با نفس است و تقوا نیز نیرو و قدرتی در انسان ایجاد می کند، تا در برابر ناملایمات مسیر کمال مقاومت کند. نکته ای که باید به آن اشاره کنیم این که، آن قدرتی که تقوا برای انسان فراهم می کند، همان قدرت اراده است. (14 ) اگر تقوا را حد وسط مسیر کمال یعنی همان جهاد با نفس بدانیم، می توان رابطة اراده و جهاد با نفس را به عنوان یک رابطة دو سویه این گونه تبیین کرد: از ابتدای راه تا حاصل شدن ملکة تقوا ﴿یعنی حصول همان نیروی درونی﴾ جهاد با نفس در اراده اثر می گذارد؛ یعنی با کنار زدن هوای نفس و پاسخ ندادن به خواسته های نامشروع آن، ارادة خود را تقویت می کنیم. (15 ) و پس از این که اراده تقویت شد و ملکة تقوا حاصل شد، طی بقیة مسیر بر عهدة اراده است؛ زیرا تا این جا قدرت مورد نیاز را جمع کرده و اکنون زمان بهره وری از آن است.

در نهایت باید یک مسألة مهم را مورد توجه قرار دهیم که گاهی برای برخی مشتبه می شود و گمان می کنند که مشغول مجاهدة با نفس و تقویت اراده هستند، در حالی که سخت در اشتباهند. بزرگی گفته است:

کسانی برای قوت دادن اراده سعی می کنند طبع را ضعیف کنند؛ یعنی جسم را ریاضت دهند تا تمایلات طبیعی کم شود و بتوانند بر آن ها مسلط شوند، اما این کار موازنه و اعتدال خلقت انسانی را بر هم می زند. به این جهت دین اسلام که دستور تربیتی است از ضعیف ساختن جسم و از میان بردن تمایلات آن نهی فرموده و دستور داده با حفظ صحت و قوت جسم، عقل و ارادة خود را به وسیلة علم و ایمان چندان قوت دهید که بر تمایلات جسم خود مسلط باشید، اگر بدن و تمایلات بدن به حال طبیعی بود و با این حال توانستید عقل و اراده را بر آن ها مسلط کنید، هنر کرده اید. اما اگر بدن و تمایلات آن را ضعیف سازید تا بتوانید بر آن مسلط شوید، هنری نکرده اید؛ زیرا در این صورت عقل و ارادة شما قوت نگرفته، بلکه حریف که نفس است، ضعیف شده است.(16 )

رابطة اراده با عبادت

عبادت و اراده رابطه ای دو جانبه با یکدیگر دارند. از طرفی در شرع مقدس اسلام برای هر گونه عبادتی نیت یا اراده لازم و ضروری است. یکی از شرایط صحت عبادات، ارادة خالص و تقرب به خداوند است. اگر فردی عبادتی را بدون اراده انجام دهد، هر چند سال ها بر آن مداومت داشته باشد، عمل او باطل است. (17 ) از سوی دیگر عبادات در تقویت اراده تأثیر به سزایی دارند. روان شناسان معتقدند که برای تقویت اراده چیزی بهتر از این نیست که انسان کارهایی خلاف میل خود بکند. نمازگزاران نیز بامدادان با میل خواب و تن پروری مبارزه می کنند و پیروز می گردند و سرانجام اجرای منظم این تمرین های بزرگ روحی در مدت اندک، عزمی آهنین و اراده ای پولادین به فرد می بخشد.(18 ) الکسیس کارل در ضمن مقاله ای می نویسد: قوی ترین قدرتی که ممکن است انسان تولید کند، دعا و عبادت است و علت تقویت اراده به واسطة دعا را چنین شرح می دهد: فایدة دعا این است که بشر می کوشد نیروی محدود خود را با توسل به نیروی نامحدود دیگری توسعه و افزایش دهد. وقتی ما دعا می خوانیم، خود را به قوة محرک پایان ناپذیری که تمام کائنات را به هم پیوسته است، متصل می کنیم.(19 )

تفاوت تقویت اراده به وسیلة عبادت نسبت به سایر راه هایی که بعضی از روانشناسان پیشنهاد می دهند، این است که تأثیری که از این طریق حاصل می شود، پایدار است. یکی از روانشناسان می گوید: هنگامی که فکر می کنید و آرامش برایتان امکان ندارد، به خدا پناه ببرید و از او بخواهید به شما آرامش ببخشد. آرامش خدادادی، پایدار و همیشگی.(20 )

هنگامی که انسان پس از کار و زحمت زیاد به نتیجه نمی رسد، در خود احساس ضعف می کند؛ اما اگر این تلاش خود را با دعا و نیاشی مقرون کند و آن را هدفمند کند، نه تنها چنین حسی به او دست نمی دهد؛ بلکه این دعا و نیایش باعث تقویت قدرت او می شود و او را به ادامة کار مثبت و تلاش سازنده اش در ساختن زندگی تشویق می کند.

در باب هدف خلقت، یک عده نظرشان این است که انسان خلق شده تا در اراده قوی شود و هرچه که بخواهد، بتواند انجام دهد. اما نظری که بیشتر مورد قبول است با توجه به آیة قرآن روشن می شود. خداوند می فرماید:

)وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ اْلإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ((21 )، یعنی هدف از خلقت عبادت است. و از طرفی گذشت که عبادت از عوامل کمال و تهذیب نفس است. شهید مطهری1 این اهداف را به گونه ای جالب به هم پیوند داده است.

)... وَ أقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری(( 22) هدف، ذکر است و آیه )... إِنّ الصَّلاةَ تَنْهیٰ‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ...(،(23 ) خاصیت نماز را بیان می کند و برای هدفش می گوید: )... وَ لَذِکْرُ اللّهِ أکْبَرُ...(، (24 ) اسلام انسان را برای عبادت و تقرب به خدا و آشنایی و ذکر او می داند و البته در همین جا قدرت هم برای انسان پیدا می شود، ولی علم و قدرت به همة اشیا نیز مقدمه است، نه اصل و همچنین است تزکیة نفس. همة این ها هدف ثانوی است. هدف است برای یکی و وسیله است برای دیگری. (25 )

اما اگر در نهایت بخواهیم بین این امور سلسله مراتبی قائل شویم، می توانیم بگوییم در مرحلة اول عبادت قرار دارد. عبادت باعث تقویت اراده می شود و اراده قوی قدرت مقابله با موانع مسیر کمال را در اختیار انسان می گذارد و به این ترتیب عبادت وسیله ای برای تهذیب نفس با واسطة اراده می شود.(26 )

نماز شب و اراده

تأثیر غیر قابل انکار نماز را در تقویت اراده بیان کردیم. قدرتی که در باطن نمازگزاران به وجود می آید،به قدری شدید است که می تواند تمام غرایز سرکش را مهار کند و از تندروی تمایلات جلوگیری کند. همچنین او را امیدوار می کند و به او قدرت استقامت و ایستادگی می دهد. (27 )

اما آنچه بیش از همه مؤثر است، نماز شب است. اهمیت بیداری و عبادت در شب تا جایی است که قرآن به آن قسم یاد می کند: وَالْفَجْرِ … وَ لَیالٍ عَشْرٍ … وَ الشَّفْعِ وَالْوَتْرٍ… وَاللَّیْلِ إذا یَسْرِ(28 ) و (29 ) و در جای دیگر خداوند به نماز شب سفارش می کند و ثمرة آن را رسیدن به مقام محمود بیان می کند: ) وَ مِنَ اللّیْلِ فَتَهَجّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ...((30 )، بعضی از شب را بیدار شو. آخر شب را زنده بدار. برای این که آخر شب ﴿نماز شب﴾ برای تو نافله ای است. و سپس به نتیجة آن می پردازد: )... عَسی‏ أنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقامًا مَحْمُودًا((31 )، بعضی، مقام محمود را به تسلط بر نفس اماره و پیروز شدن در جنگ درون معنا کرده اند. (32 )

علت این که نماز شب بیشتر از سایر عبادات برای تقویت اراده مؤثر است، واضح است. یکی از اسرار آن در بیداری شب و دل کندن از لذت خواب است. از آیات هم استفاده می شود که اگر انسان بخواهد ارادة قوی داشته باشد و در تصمیم گیری با مشکل روبه رو نشود، باید در شب ها و بین الطلوعین بیدار و به عبادت خداوند مشغول شود.

برای تقویت اراده و تهذیب نفس باید با نفس جنگید و بیداری شب نیز نوعی جهاد با نفس است و برخاستن در نیمه شب و در مقابل عرش کبریایی ایستادن، در شخص نمازگزار حالتی پدید می آورد که خود زمینه ساز مهذب شدن است.( 33)

رابطة اراده با محبت

عواملی که تاکنون رابطة آن ها را با اراده بررسی کردیم، عواملی بودند که یا اراده در شکل گیری و تسریع آن ها تأثیر داشت یا آن ها در تقویت اراده مؤثر بودند و یا رابطه ای دو سویه داشتند. اما بین محبت و اراده پیوندی محکم تر وجود دارد. محبت، باعث شکل گیری اراده می شود. پیش از آن که علاقه به کاری در کار باشد، اراده ای برای انجام آن عمل به وجود نمی آید. پیش تر در بحث ارکان اراده نیز این مطلب بیان و نقش علاقه و شوق در پیدایش اراده مشخص شد. (34 ) علاوه بر آن دیدیم که در تعریف اراده این عنصر به کار می رود و برخی از اراده به شوق موکد تعبیر کرده اند.(35 )

کاری که موجب دریافت لذت و دوری از الم و رنج می گردد، مورد خواست و ارادة انسان واقع می شود و چیزی که رسیدن به آن لذت بخش است، مورد علاقه و محبت انسان قرار می گیرد. از این جا رابطة لذت با اراده و محبت روشن می شود. البته باید توجه داشت که گاهی انسان لذت خاصی را در نظر می گیرد که رسیدن به آن نیاز به مقدمات زیادی دارد. از این رو اراده می کند، کارهایی را انجام دهد که ممکن است هر کدام به نوبة خود مقدمة دیگری باشد و در حقیقت اراده هر یک از این کارها شعاع و پرتوی از ارادة اصیلی است که به انجام کار اصلی تعلق گرفته است. (36 )

رابطة صبر با اراده

انسان هر چه قدر بیشتر در برابر مشکلات صبر کند، ارادة او قوی تر می شود، و پس از تقویت اراده تحمل مشکلات ادامة راه، برای او آسان تر خواهد شد و سیر به سوی مقصد سریع تر صورت می گیرد. در کتاب معراج السعاده دربارة آثار صبر چنین آمده است: باعث صبر در بلایا و محن چند چیز است. یکی اظهار قوت نفس و اطمینان دل در نزد مردم تا در نزد ایشان پسندیده و قوی دل محسوب شود.(37 )

در اثر استقامت نیروهای بالقوة انسان شکوفا می شود و انسان از قدرت های فوق العادة خود با خبر می شود و آن گاه می تواند آن ها را به کار برد.

رابطة توبه و اراده

همان گونه که توبه یکی از شروط تهذیب نفس شمرده می شود، یکی از عوامل مؤثر برای تقویت اراده هم است. نکتة عمده در راه تقویت اراده این است که با نفس خود بجنگیم و آنچه می خواهد را از او دریغ ورزیم. در تمام راه های تقویت اراده این امر وجود دارد و چه بهتر که این مبارزه در خصوص محرمات باشد. یعنی نفس را از گناهانی که به آن ها اشتیاق دارد، باز داریم و اگر این عمل به طور دفعتی و یکباره صورت گیرد، تأثیر بیشتری در ارادة انسان می گذارد که این همان توبه است. انسانی که به گناه آلوده است، می تواند یکباره به خدا روی آورد و توبه و انابه نماید و با تصمیمی قاطعانه شیاطین را از خود براند و این چنین می تواند بر نفس خود چیره شود(38 ) و قدرت ارادة خود را شکوفا سازد.

در تعریف توبه گفتیم که یک انقلاب روحی است. (39 ) این همان انقلابی است که ثمرة آن تقویت اراده است. به طور کلی می توانیم سیر توبه را تا تقویت اراده این گونه تبیین کنیم: ابتدا در انسان به خاطر گناهانش تلاطمی درونی پیدا می شود و ناراحت و پشیمان است و استغفار و راز و نیاز و گریه، زینت های توبه است. لازمة این تلاطم و پشیمانی این است که دیگر گناه نکند و این حالت علاوه بر این که خسارت هایش را جبران می کند، به طور حتم می تواند مسیر صد ساله را یک آن بپیماید. روشنایی دل، تقویت روح و اراده پیدا می کند و از همه بالاتر می تواند در جنگ درون پیروز شود. (40 )

قابلیت تقویت اراده

اراده در صورتی می تواند در رسیدن به هدف مؤثر واقع شود که قابل شکوفایی باشد و اگر وجودی ثابت در همة افراد داشته و یک امر تکوینی و غیر قابل تغییر باشد، بحث دربارة آن بی مورد است و در تمام افراد نقش یکسانی را ایفا می کند. به همین جهت لازم است قابلیت تقویت اراده را ثابت کنیم. اولین دلیل این است که: اراده از صفات الهی است. همان گونه که اگر خداوند چیزی را اراده کند انجام شود، انجام می شود و قرآن می فرماید: )... إِذا أرادَ شَیْئًا أنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ(، (41 ) اگر خداوند اراده کند که چیزی بشود، می شود. انسان نیز اگر اراده اش را به کار گیرد، همان خصوصیت قدرت ا لهی را می تواند پیدا کند.(42 )

دومین دلیل این است که اراده یک استعداد است(43 ) و منظور از استعداد چیزی است که باید شکوفا شود. دلیل دیگر، وجدان انسان است. وجدان ما خوب روشن می کند که می توانیم ارادة خود را ترقی داده و به طرف کمال رهبری کنیم.

اما با این وجود، چرا در ظاهر چنین واقعیتی احساس نمی شود؟ سرّ این امر در مکتوم بودن وجود اراده است؛ یعنی اراده مادامی که مورد استفاده قرار نگیرد، وجودی مخفی است که نمی تواند خود را نشان دهد. (44 )

استفادة صحیح از اراده

باید توجه داشته باشیم که نیروی اراده یک موهبت آسمانی است و نباید به جای به کار گرفتن در راه وظیفه، صرف نیات و هدف های پلید و غیر انسانی شود. ویلیام مکدوگال می گوید: معتقدم برای هر فرد آزاده که درصدد پرورش خوی و خواستار تمرین اخلاقی است، ترجیح در آن است که راهی اختیار کند که نیروی اراده را در زمینة غلبه بر غریزه ها به کار اندازد و تقویت کند. برای مثال کارهایی که اگر به حد اعتدال باشد، به طور کامل بی ضرر است.(45 )

اگر انسان خود را بشناسد هرگز ارادة خود را در آنچه با انسانیتش سازگاری ندارد، به کار نمی برد. این امر از راه های خوشبختی معرفی شده است. هنگامی که به ارزش واقعی خود پی برده و قدر گوهر وجود خود را بدانیم و دریابیم که تمام استعدادات و کمالات انسانیت را خداوند در وجود ما قرار داده، آن گاه می توانیم با ارادة خود معدن طلا و نقرة وجود را استخراج کنیم. (46 )

پی نوشت:
1. فرهادیان، رضا، همان، ص 81 .

2. غررالحکم، ح 6444 ،

3. بحارالأنوار، ج 68 ، ص 363.

4. همان، ص 363.

5. حق جو، محمدحسین، همان، ص 60 و 61 .

6. ره توشه راهیان نور، تابستان 1375، ص 360.

7. فتحعلی خانی، محمد، همان، ص 41.

8. حق جو، محمدحسین، همان، ص 85 .

9. فتحعلی خانی، محمد، همان، ص 38 .

10. حق جو، محمدحسین، همان، ص 22.

11. غررالحکم و دررالکلم، ص 232.

12. قائمی امیری، محمدمهدی، همان، ص 65 و 66 .

13. اکبری، محمود، همان، ص 79 و 80 .

14. مصطفوی، فریده و دیگران، همان، ص 166.

15. مصباح یزدی، محمدتقی، راهیان کوی دوست ﴿شرح حدیث معراج﴾، ص 120.

16. راشد، همان، ص 36.

17. حق جو، محمدحسین، همان، ص 47.

18. راشدی، حسن، نمازشناسی، ص 191.

19. امامی، محمدجعفر، همان، ص 213.

20. ونسنت پیل، نرمان، معجزه اراده، وجیه آرزمی، ص 46.

21. الذاریات ﴿51﴾ : 56 .

22. طه ﴿20﴾ : 14.

23. العنکبوت ﴿29﴾ : 45.

24. همان.

25. مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، ص 85 .

26. ر.ک؛ حاجی صادقی، عبدالله، همان، ص 49.

27. حیدری، کبری، نقش نماز در زندگی، ص 80 .

28. فجر ﴿89﴾ : 4 ـ 1.

29. مصطفوی، فریده و دیگران، همان، ص 145.

30. اسراء ﴿17﴾ : 79.

31. همان.

32. مظاهری، حسین، همان، ج 2، ص 43 و 44.

33. مصطفوی، فریده و دیگران، همان، ص 148 و 149.

34. ر.ک؛ فتحعلی خانی، محمد، همان، ص 97.

35. حق جو، محمدحسین، همان، ص 35.

36. مصباح یزدی، محمدتقی، همان، ص 84 .

37. نراقی، ملااحمد، همان، ص 615

38. مصطفوی، فریده و دیگران، همان، ص 45 و 46 .

39. مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی، ص 109.

40. مظاهری، حسین، همان، ص 155.

41. یس ﴿36﴾ : 82

42. حق جو، محمدحسین، همان، ص 37.

43. همان، ص 38.

44. همان، ص 40.

45. مکدوگال، ویلیام، روانشناسی عملی برای همگان، وحید مازندرانی، ص 102.

46. حائری تهرانی، مهدی، همان، ص 5 .

 منبع  : حوزه 

این مطلب را به اشتراک بگذارید :
اشتراک گذاری در تلگرام اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در  فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران

نوع محتوا : مقاله
تعداد کلمات : 3536 کلمه
1396/11/21 ساعت 09:52
کد : 2129
دسته : آثار اخلاقی و عرفانی نماز,آثار تربیتی نماز,مقالاتِ پژوهشی نماز
لینک مطلب
کلمات کلیدی
نماز
کمال
اراده
درباره ما
با توجه به نیازهای روزافزونِ ستاد و فعالان ترویج اقامۀ نماز، به محتوای به‌روز و کاربردی، مربّی مختصص و محصولات جذاب و اثرگذار، ضرورتِ وجود مرکز تخصصی در این حوزه نمایان بود؛ به همین دلیل، «مرکز تخصصی نماز» در سال 1389 در دلِ «ستاد اقامۀ نماز» شکل گرفت؛ به‌ویژه با پی‌گیری‌های قائم‌مقام وقتِ حجت الاسلام و المسلمین قرائتی ...
ارتباط با ما
مدیریت مرکز:02537841860
روابط عمومی:02537740732
آموزش:02537733090
تبلیغ و ارتباطات: 02537740930
پژوهش و مطالعات راهبردی: 02537841861
تولید محصولات: 02537841862
آدرس: قم، خیابان شهدا (صفائیه)، کوچۀ 22 (آمار)، ساختمان ستاد اقامۀ نماز، طبقۀ اول.
پیوند ها
x
پیشخوان
ورود به سیستم
لینک های دسترسی:
کتابخانه دیجیتالدانش پژوهانره‌توشه مبلغانسایت نوجوانآموزش مجازی نمازشبکه مجازی نمازسامانه اعزاممقالات خارجیباشگاه ایده پردازیفراخوان های نماز